دسته: دلنوشتهRSS
عبادت با دعای باران
5 ژانویه 2019
بدون دیدگاه

عبادت با دعای باران

در برخی از مناطق دنيا نعمت مادی از قبيل باران و… بر مبنای سنت الله و شرايط منطقه‌ای فراوان است تا بدين طريق مردم آن مناطق امتحان و ابتلاء شوند. باز در برخی مناطق، نعمت معنوی و… به‌وفور يافته می‌شود؛ اما نعمت مادی از قبيل باران و… کمبود است تا بدين طريق مردم اين مناطق…..

کودک سخاوتمند قصه می‌خواهد
9 دسامبر 2018
بدون دیدگاه

کودک سخاوتمند قصه می‌خواهد

سرمای پاییز و باد سردش هنوز از تیک‌وتاک نیفتاده، صدای خش‌خش برگ درختان زرد و هوای نسبتاً سرد عصری احساس می‌شود همراه پسرم احسان وسط فلکۀ میدان امام خمینی بیرجند بر پلۀ مرمری نشسته‌ام. روبه‌رویم سینما‌ست، پوستر یک فیلم سر درب سینما نقش بسته است، مردی را کشیده‌اند که با پلک‌های بسته لبخند‌ می‌زند. گوشه‌ای…..

به یاد همسر و همراز رادمرد مصلح بلوچستان
28 نوامبر 2018
بدون دیدگاه

به یاد همسر و همراز رادمرد مصلح بلوچستان

«مادر» حامی ماست، دعاگو و خیرخواه ماست. وقتی مادر از دنیا می‌رود و تنهایمان می‌گذارد، چیزی درون‌مان می‌شکند. احساس تنهایی می‌کنیم. به تک درختی تنها میان بیابانی بی‌سروته می‌مانیم که در برابر طوفان‌ها کوهی پشتیبانش نیست و خودش باید به جنگ بادها برود. از صبح که خبر وفات بی‌بیِ بزرگوار، همسر وفادار حضرت مولانا عبدالعزیز…..

توقف قطار وحدت در ایستگاه اول
24 نوامبر 2018
بدون دیدگاه

توقف قطار وحدت در ایستگاه اول

شاید امروز مسلمانان از هر زمان دیگری بیشتر در انزوا و ضعف قرار دارند که این موضوع بعد از شکست‌های امپراطوری عثمانی در تاریخ معاصر و چند صده گذشته بی‌سابقه بوده است. ولی جای تعجب آنجاست این ضعف نه به‌خاطر تهاجم مستقیم امپراطوری بریتانیا و روسیه تزاری و کشورهای اروپایی به سرزمین‌های اسلامی، بلکه به‌خاطر…..

روایتی از نخستین نماز جمعۀ شهر طبس و جای خالی استاد دلسوز و مهربان
10 نوامبر 2018
بدون دیدگاه

روایتی از نخستین نماز جمعۀ شهر طبس و جای خالی استاد دلسوز و مهربان

حضور شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید در مراسم تشییع جنازۀ مرحوم مولانا برفی دفنشان را برایمان آسان کرد. خدایش در همه‌ حال از بلا دارد نگه. شهر طبس نخستین نماز جمعه‌اش را در نبود مولانا برفی با سوز و گداز فراوان تجربه می‌کرد که با تشریف‌فرمائی مدیر و اساتید مدرسۀ علوم دینی عین العلوم گشت در مراسم…..

ای اشک! آهسته ببار؛ که غم زیاد است
24 اکتبر 2018
بدون دیدگاه

ای اشک! آهسته ببار؛ که غم زیاد است

برخی از صحنه‌ها و رُخ دادهای اطراف‌مان، آن چنان غمناک و دل خراش‌اند که محو کردن آن از صفحه و دفتر ذهن، به سختی زُدودن نقش از روی سنگ می‌ماند. گاهی اوقات، با وجودی که می‌خواهيم به خودمان بقبولانیم که از این لحظه به بعد، پدر و مادر، برادر، دوست و… را نخواهیم دید و…..

آنچه مرگ پایان می‌دهد
23 اکتبر 2018
بدون دیدگاه

آنچه مرگ پایان می‌دهد

این چیزی است که همه‌ی ما دنبالش هستیم. دنبال اینکه مرگ را راحت قبول کنیم. اگر می‌دانستیم که بالاخره می‌توانیم با مرگ کنار بیاییم، آنوقت کار اساسی‌تر و مشکل‌تر را هم می‌کردیم. چه کاری؟ «کنار آمدن با زندگی.» مردن خیلی طبیعی است. علت اینکه این همه بزرگش می‌کنیم این است که خودمان را واقعاً جزء…..

به یاد شاگرد عزیز سال ششم؛ معین کوهستانی – رحمه الله –
22 اکتبر 2018
بدون دیدگاه

به یاد شاگرد عزیز سال ششم؛ معین کوهستانی – رحمه الله –

امروز (دوشنبه ٣٠ مهر ١٣٩٧) بعد از نماز صبح که داشتیم از مسجد بیرون می‌آمدیم متوجه شدم که مدیریت محترم مدرسه با مولانا دهقان و مولانا عبدالله حسین‌بر دارند در مورد چیزی حرف می‌زنند، انگار مسألهٔ مهمی پیش آمده بود. نزدیک رفتم و از مولانا عبدالله – که سرپرستی طلاب را برعهده دارد- پرسیدم چه…..

درس استاد از نگاه شاگرد
27 جولای 2014
بدون دیدگاه

درس استاد از نگاه شاگرد

روز اول درس کتاب صحیح بخاری بود هر یک از طلاب با شوق و ذوقی کتاب صحیح بخاری را در دست داشتند و خوشحال از این‌که بعد از سال‌ها به درس بخاری رسیده‌اند. در همین گیر و گدار ناگهان مردی با هیئت ساده و عصا به دست وارد کلاس حدیث شد! زمزمه شد که استاد…..