مقالات – سنت آنلاین http://www.sunnatonline.org پایگاه اطلاع‌رسانی اهل سنت Wed, 01 Jul 2020 05:19:42 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.2.7 http://www.sunnatonline.org/wp-content/uploads/2018/09/favicon.png مقالات – سنت آنلاین http://www.sunnatonline.org 32 32 عظمت صحابه و مواخات ظاهری و باطنی آنان به یکدیگر http://www.sunnatonline.org/%d8%b9%d8%b8%d9%85%d8%aa-%d8%b5%d8%ad%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%ae%d8%a7%d8%aa-%d8%b8%d8%a7%d9%87%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b7%d9%86%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8/ http://www.sunnatonline.org/%d8%b9%d8%b8%d9%85%d8%aa-%d8%b5%d8%ad%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%ae%d8%a7%d8%aa-%d8%b8%d8%a7%d9%87%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b7%d9%86%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8/#respond Wed, 01 Jul 2020 05:14:24 +0000 http://www.sunnatonline.org/?p=37295 قال الله تبارک و تعالی: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ۖ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا ۖ سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ ۚ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ ۗ.....

The post عظمت صحابه و مواخات ظاهری و باطنی آنان به یکدیگر appeared first on سنت آنلاین.

]]>
قال الله تبارک و تعالی:

«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ۖ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا ۖ سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ ۚ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ ۗ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا»(فتح/۲۹)

حضرت حق-سبحانه و تعالی-درین کریمه جمیع اصحاب خیرالبشر را بکمال مهربانی که با یکدیگر داشتند مدح فرموده، چه «رحیم» که واحد «رحماء» است متضمن مبالغه است در مهربانی و چون صفت مشبه دلالت بر استمرار نیز دارد باید که مهربانی ایشان با یکدیگر بر صفت استمرار و دوام باشد چه در حضور آنسرور و چه بعد از ارتحال آن سرور.

پس آنچه منافی مهربانیست در حق یکدیگر بایدکه از این بزرگواران بردوام مسلوب باشد و احتمال بغض و کینه و حسد و عداوت با یکدیگر ازین اکابر دین بر سبیل استمرار منتفی بود.

هرگاه جمیع صحابه کرام باین صفت مرضیه متصف باشند چنانچه مقتضای کلمه «والذین» است که از صیغ عموم و استغراق است از اکابر صحابه چه گوید که این صفت اتم و اکمل در آنجا خواهد بود.

لهذا آنسرور فرموده : ” أرحم امتی بامتی ابوبکر” و در شأن حضرت فاروق رضی الله تعالی عنه فرموده: “لوکان بعدی نبی لکان عمر” یعنی لوازم و کمالاتی که در نبوت در کار است همه را عمر دارد اما چون منصب نبوت بخاتم الرسل ختم شده است، به دولت منصب نبوت مشرف نگشت و یکی از لوازم نبوت کمال مهربانی است و شفقت بر خلق.

و ایضا رذائلی که منافی شفقت و مهربانی است و ازذمائم اخلاق است از حسد و بغض و کینه و عداوت در حق جماعه که بشرف صحبت خیرالبشر مشرف گشته اند چگونه متصور شود که بهترین این امت که خیر الامم است ایشانند و سابق ترین این ملت که ناسخ الملل است هم ایشان که قرن ایشان بهترین قرون بوده است و صاحب ایشان فاضلترین انبیاء و رسل بوده.

اگر ایشان به این صفات ردیه موصف باشند که کمینه این امت مرحومه را از آن ذمائم عار است، ایشان چرا بهترین این امت باشند و این امت بکدام وجه خیر الامم بود و اسبقیت ایمان و اولیت انفاق اموال و بذل انفس را چه مزیت و فضیلت باشد و خیرت قرن را چه تاثیر بود و فضل صحبت خیرالبشر چه اثر باشد؟

جماعه که در صحبت اولیای این امت زندگانی مینمایند ازین رذائل نجات میابند، جمعی که در صحبت افضل الرسل، عمر خود را صرف کرده باشند و از برای تایید و نصرت دین او بذل اموال و انفس نموده بودند چه احتمال دارد که این ذمائم در حق شان توهم نموده آید مگر آنکه عظمت و بزرگی خیرالبشر از صحبت ولی امت ناقص تر متوهم گردد، حال آنکه مقرر است که هیچ ولی امتی به مرتبه صحابی آن امت نرسد فکیف به نبی آن امت، شیخ شبلی فرموده: “ما آمن برسول الله من لم یوقر اصحابه“.

جمعی گمان میبرند که اصحاب پیغمبر دو فریق بودند، گروهی بودند که مخالفت بحضرت امیر داشتند رضی الله تعالی عنه و عنهم و گروهی دیگر موافق حضرت امیر بودند-کرم الله تعالی وجهه- و این دو گروه با یکدیگر عداوت و بغض و کینه داشتند و بعضی ازینها از جهت بعضی مصالح این صفات خود را مبطن میداشتند و تقیه مینمودند و نیز گمان میکنند که این رذائل در ایشان تا به یک قرن نزدیک بوده است، تا بودند این ذمائم داشتند و به این توهم مخالفان حضرت امیر را بد یاد میکنند و چیزهای نامناسب بایشان منتسب میسازند.

انصاف باید نمود که بر این تقدیر هر دو فریق مورد طعن میگردند و به رذائل صفات اتصاف میابند و بهترین این امت بدترین این امت بلکه بدترین جمیع امم میگردند و خیریت آن قرن به شریت تبدیل میابد.

کدام انصاف است که حضرات شیخین را -رضی الله تعالی عنهما- با این توهم بد یاد نموده آید و امور نامناسبه به این اکابر دین منتسب ساخته شود.

حضرت صدیق -رضی الله تعالی عنه- بحکم نص قرآنی اتقاي این امت است زیرا که اجماع مفسرین است چه ابن عباس رضی الله تعالی عنهما و چه غیر آن برین که کریمه:«وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى»(الليل/۱۷) در شأن حضرت صدیق نازل است و مراد از «أَتْقَى» اوست-رضی الله تعالی عنه- پس شخصی را که حضرت حق -سبحانه- اتقای این امت خیر الامم میفرمایند خیال باید کرد که تکفیر و تفسیق و تضلیل او تا چه سر حد شناعت بود.

امام فخرالدین رازی باین کریمه استدلال بر فضلیت حضرت صدیق رضی الله تعالی عنه نموده است زیرا که بحکم کریمه: «إِنَّ أَكْرَمَكُ  مْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ»(الحجرات/۱۷) گرامی ترین این امت که مخاطب است نزد خدا جل و علا اتقای این امت است.

و چون حضرت صدیق بحکم نص سابق، اتقای این امت است باید که گرامی ترین این امت نیز نزد حق -جل و علا- بحکم نص لاحق او باشد رضی الله تعالی عنه.

و اکابر ائمه سلف که یکی ازیشان امام شافعی است ، اثبات اجماع صحابه و تابعین کرده اند بر افضلیت حضرات شیخین -رضی الله تعالی عنهم- و حضرت امیر نیز حکم به افضلیت حضرات شیخین -رضی الله تعالی عنهم- نموده است.

امام ذهبی که از اکابر محدثین است فرموده است که این نقل را از حضرت امیر زیاده از هشتاد نفر رواة روایت کرده اند و عبدالرزاق که از اکابرشیعه است نیز بموجب این نقل حکم به افضلیت شیخین نموده است و به این عبارت گفته :”فضل الشیخین بتفضیل علی ایاهما علی نفسه والا لما فضلتهما کفی بی وزرا ان احبه ثم اخالفه“.

پس کسانیکه بحکم کتاب و سنت و اجماع و نیز به اعتراف حضرت امیر، افضل این امت خیرالام باشند، تنقیص و تحقیرشان از کدام انصاف و دیانت باشد و کدام خیریت در ضمن آن مودع بود.

اگر در سب احدی معنی خیریت و عبادت بودی سب ابی جهل و ابی لهب که بمنصوص قرآنی ملعون و مطروداند ورد این امت بودی و حسنات کثیره در ضمن آن حاصل آمدی.

در سب کدام خیریت است که متضمن فحش و فظیعت است علی الخصوص در حق کسیکه مستحق آن نبود و اهل آن نباشد ، وضع شیی در غیر موضع آن شیی ظلم است و از شیی تا شیی فرق است و از موضع تا موضع تفاوت است پس از ظلم تا ظلم بون(تفاوت) بعید بود.

و خلافت حضرت ذی النورین رضی الله تعالی عنه باجماع صحابه کرام ثابت شده است و به اتفاق صغار و کبار و ذکور و اناث آن قرن خیرالقرون بحصول پیوسته لهذا علما فرموده اند که آنقدر اتفاق و اجماع که بر خلافت حضرت ذی النورین رضی الله تعالی عنه بحصول پیوسته است بر خلافت هیچ یکی از حضرات خلفاء ثلثه دیگر بحصول نپیوسته، زیراکه در بدء خلافت او چون یکنوع تردد بوده اهل آن قرن درین ماده احتیاط بسیار مرعی داشته، اقدام نموده اند.

باید دانست که اصحاب کرام -رضی الله تعالی عنهم- مبلغان کتاب و سنت اند و اجماع هم بقرن ایشان منوط بوده، اگر جمیع ایشان یا بعض ایشان مطعون باشند و بتضلیل و تفسیق متصف بوند اعتماد از کل دین یا بعض دین مرتفع میگردد و فائده بعثت خاتم الانبیاء افضل الرسل کم میماند.

جامع قرآن مجید حضرت عثمان است بلکه حضرت صدیق و حضرت فاروق اند -رضی الله تعالی عنهم- اگر ایشان مطعون باشند و یا مسلوب العدالت بوند، بر قرآن چه اعتماد ماند و دین به چه چیز برپا بود؟ شناعت این این امر را باید دریافت.

اصحاب پیغمبر همه عدول(معتبر) اند -علیه و علیهم الصلوات والتسلیمات- و آنچه به  تبلیغ ایشان به ما رسیده است از کتاب و سنت همه حق و صدق است.

بعضی ازیشان، مبشر به جنت اند و بدری اند که مغفورند و عذاب اخروی از ایشان مطلقا مرفوع است چنانچه در احادیث صحاح آمده است: “اطلع الله علی اهل بدر فقال اعملوا ماشئتم فانی قدغفرت لکم” و به بیعت رضوان مشرف گشته اند که آن سرور فرموده که هیچ یکی ازینها از اهل دوزخ نیست.

بلکه علما فرموده اند که از قرآن مجید مفهوم میگردد که جمیع صحابه اهل بهشت اند، قال الله تبارک و تعالی : «لَا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ ۚ أُولَٰئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا ۚ وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِير»ٌ(الحدید/۱۰) و «حُسْنی»ٌ جنت است و همه صحابه که انفاق و قتال پیش از فتح کرده اند یا بعد از فتح ، موعود به جنت اند.

فرموده اند که صفت انفاق و قتال از برای تقیید نیست بلکه از برای مدح است چه همه صحابه به این دو صفت متصف بودند، پس همه موعود به بهشت باشند.

ملاحضه باید نمود که این قسم بزرگواران را بد یاد کردن و سوء ظن به ایشان نمودن چه دور از انصاف و دیانت است.

سوال :

جمعی گفته اند که بعضی از اصحاب کرام بعد از ارتحال آنسرور -علیه و علیهم الصلوات والتسلیمات- به آن صرافت نماندند و بواسطه حب خلافت و طلب جاه و ریاست از طریق حق انحراف نمودند و غصب منصب خلافت حضرت امیر کردند بلکه گمان میبرند که انحراف ایشان بحدکفر رسیده بود و به ضلالت انجامیده، پس بزعم اینها این جماعه از وعده هائی که به اصحاب کرام آمده است محروم باشند، چه فضلیت صحبت، فرع اسلام است و چون در اسلام شان سخن بود، صحبت را چه تاثیر باشد؟

جواب :

حضرات خلفای ثلاث -رضی الله تعالی عنهم- به احدیث صحاح که بحد تواتر معنوی رسیده اند مبشر به جنت اند، احتمال کفر و ضلالت از ایشان مرفوع است و نیز حضرات شیخین از اهل بدراند که به احادیث صحاح مطلقا مغفوراند و نیز به بیعت رضوان مشرف اند که جمیع اهل آن بیعت به احادیث صحاح از اهل بهشت اند کمامر و حضرت عثمان که در بدر حاضر نبود حضرت پیغمبر صلی الله علیه اله وسلم او را در مدینه گذاشته آمده بودند از برای بیمارداری اهلیه او که بنت آن حضرت بوده، فرموده بودند که هرچه بدریان را فضلیت حاصل شود تورا هم حاصل خواهد شد و در بیعت رضوان که حاضر نبود، آنسرور او را پیش اهل مکه فرستاده بودند و از جانب او خود بیعت فرمودند چنانچه مشهور است و نیز قرآن مجید شهادت بزرگی این حضرات میفرماید و از علو درجات شان خبر میدهد.

از کتاب و سنت کسیکه چشم پوشیده،  مکابره نماید از مبحث خارج است ، شیخ سعدی فرموده است ،  بیت:

آنکس که بقرآن و خبر زو نرهی

آنست جوابش که جوابش ندهی

چه بلا شد!

اگر در حضرت صدیق احتمال ضلال و کفر صورت داشتی، اصحاب پیغمبر با آن عدالت و با آن کثرت او را جانشین پیغمبر نساختندی -صلی الله تعالی علیه و اله وسلم- در تکذیب خلافت حضرت صدیق تکذیب سی سه هزار اهل آن قرن خیرالقرون است ، تجویز نکند آنرا کسیکه ادنی درایت دارد.

کدام خیریت در آن قرن میماند که سی و سه هزار اهل آن قرن بر باطل جمع گردند و ضال و مضل را جانشین پیغمبر سازند.

حضرت حق -سبحانه و تعالی- آنجماعه را انصاف بدهد که از طعن اکابر دین زبان کوتاه کنند و حق صحبت پیغمبر را مرعی دارند، آن سرور فرموده است علیه و علی اله الصلوات والسلام : “الله الله فی اصحابی الله الله فی اصحابی لاتتخذوهم غرضا من بعدی من احبهم فبحبی احبهم و من ابغضهم فببغضی ابغضهم “.

زیاده چه نویسد و اجلاء بدیهی را چه جلا دهد زیرا که حضرت صدیق که قرآن مجید به مدح او مملو است در یک سوره “واللیل” سه کریمه در فضائل آنحضرت نازل گشته است و از احادیث صحاح لاتعد و لاتحصی در کمالات و فضائل اومرویست و در کتب انبیاء ماتقدم ذکر شمایل و اوصاف او بلکه ذکر جمیع صحابه آمده است کما قال الله تعالی : «ذَٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ ۚ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ».

و رأس و رئیس این امت مرحومه که خیر الامم است هم اوست، هرگاه او را کافر و ضال دانند از دیگران چه اعتذار نماید و به کدام راه در آمده، سخن کند.

«اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ»،(زمر/۴۶).

منبع: (مکتوب بیست و چهارم از دفتر سوم مکتوبات امام ربانی)

The post عظمت صحابه و مواخات ظاهری و باطنی آنان به یکدیگر appeared first on سنت آنلاین.

]]>
http://www.sunnatonline.org/%d8%b9%d8%b8%d9%85%d8%aa-%d8%b5%d8%ad%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%ae%d8%a7%d8%aa-%d8%b8%d8%a7%d9%87%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b7%d9%86%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8/feed/ 0
به یاد مولانا عبدالحمید جهاندیده – رحمه الله – بزرگمرد اخلاق و تواضع http://www.sunnatonline.org/%d8%a8%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%85%d9%88%d9%84%d8%a7%d9%86%d8%a7-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b1%d8%ad%d9%85%d9%87/ http://www.sunnatonline.org/%d8%a8%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%85%d9%88%d9%84%d8%a7%d9%86%d8%a7-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b1%d8%ad%d9%85%d9%87/#respond Sun, 28 Jun 2020 05:07:29 +0000 http://www.sunnatonline.org/?p=37281 خبر درگذشت حضرت مولانا عبدالحمید جهاندیده برای کسانی که از نزدیک ایشان را می‌شناختند و با ایشان در ارتباط بودند، کمتر از صاعقه‌ای نبود. شخصیتی که انسانیت را معنا کرده بود و محبوبیت زیادی در منطقه داشت و بسیاری از دریای محبتش نوش کرده بودند. از آنجایی که بنده هم توفیق همنشینی با ایشان را.....

The post به یاد مولانا عبدالحمید جهاندیده – رحمه الله – بزرگمرد اخلاق و تواضع appeared first on سنت آنلاین.

]]>
خبر درگذشت حضرت مولانا عبدالحمید جهاندیده برای کسانی که از نزدیک ایشان را می‌شناختند و با ایشان در ارتباط بودند، کمتر از صاعقه‌ای نبود. شخصیتی که انسانیت را معنا کرده بود و محبوبیت زیادی در منطقه داشت و بسیاری از دریای محبتش نوش کرده بودند. از آنجایی که بنده هم توفیق همنشینی با ایشان را داشتم و از شخصیت ایشان بسیار متأثر بودم، لازم دانستم تأثراتی را که از ایشان داشتم، به دست قلم بسپارم تا شاید ادای دینی در حق آن عزیز سفر کرده، کرده باشم.

مولانا جهاندیده در دهه دوم قرن چهاردهم شمسی در یکی از روستاهای سوران چشم به جهان گشود و غالباً دروس ابتدایی خویش را در سراوان نزد حضرت مولانا عبدالعزیز ساداتی و مولانا شهداد رحمهما الله آغاز کرد و جهت تکمیل تحصیلات عالیه راهی پاکستان شد و از دانشگاه بزرگ دارالعلوم کراچی نزد اساتید بزرگی چون مفتی محمد شفیع (دیوبندی)، مولانا سلیم الله خان و… دانش آموخته شد.
وی از علمای بسیار فعال منطقه بود و نقش بسیار مؤثری را در کنار علمایی همچون مولانا عبدالعزیز، مولانا شهداد، مولانا محمد یوسف و شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید ایفا کرد.
وی در علم و عرفان بر دستان عارف بزرگ مولانا سید عبدالواحد سیدزاده رحمه الله – بانی عین العلوم گشت – بیعت کرد و تا آخرین لحظات عمرش با این خاندان وفادار ماند.
ایشان عالمی بسیار مخلص، متواضع و در عین حال شجاع و حقگو بود که در راه اعلای سخن حق ترسی به دل راه نمی‌داد.
در مجالس علما بسیار متواضعانه می‌نشست و گاهی طوری در میان عموم مردم خود را جای می‌داد که اصلاً کسی فکر نمی‌کرد عالمی بلند پایه باشد.
همیشه در محضر حضرت شیخ الحدیث مولانا حسین‌پور رحمه الله دوزانو می‌نشست و حتی این ادب را با جانشینان ایشان؛ مولانا عبدالکریم و مولانا عبدالحکیم به خوبی رعایت می‌کرد و حتی در سال گذشته که خداوند سفر مبارک حج را نصیب بنده و مولانا عبدالحکیم گردانیده بود، ایشان تنها شخصیتی بود که در منزل به دیدارم آمد و مرا شرمنده‌ی اخلاق نیکش کرد. البته جا دارد ممنون لطف و احسان حضرت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید حفظه الله باشم که در سفرشان به سوران در روستای حق‌آباد نیز به بهانه تشریف‌آوری مولانا عبدالحکیم از حج توقفی داشتند و بالتبع بنده را نیز مورد نوازش خویش قرار دادند.
مولانا جهاندیده انسانی بسیار خوش‌برخورد و خوش‌مزاج بود که همنشین را از سخنان پرمعنایش مستفیض می‌گردانید. با اسلوبی بسیار زیبا که مخاطب را جذب خود می‌کرد، به بیان قصه‌های عرفانی می‌پرداخت. از علمای دیوبند بسیار متأثر بود و همیشه از احوال مولانا نانوتوی، مولانا کشمیری، مولانا ابوالحسن ندوی و… چیزی برای گفتن داشت.
ایشان فردی بسیار سخاوتمند بود و خوان کَرَمش بر همگان گسترده بود؛ علما، مساجد و مدارس دینی را بسیار کمک می‌کرد و در امور خیر سرآمد دیگران بود.
مولانا عبدالحمید جهاندیده در زمان حضرت مولانا عبدالعزیز رحمه الله – رهبر مذهبی اهل سنت – از نزدیک با ایشان ارتباط داشت و در اوایل انقلاب به دستور ایشان به همراه شهید مولانا عبدالملک رحمه الله و… سفری به مناطق سُنی‌نشین شمال و غرب ایران داشت.
ایشان همچنین ارتباط تنگاتنگی با تمام علمای بزرگ بلوچستان داشت و همیشه به دیدارشان می‌رفت.
وی یکی از مشاوران بسیار نزدیک حضرت شیخ الحدیث مولانا حسین‌پور رحمه الله بود و در سفرهای زیادی – در داخل و خارج از کشور – ایشان را همراهی کرد.
مولانا جهاندیده همچنین از بازوان توانمند حضرت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید حفظه الله در منطقه بود.
ایشان نقش مهمی در برچیده کردن اختلافات داخلی و منطقه‌ای داشت و همیشه نگران این بود که مبادا اختلاف در میان علما رخنه پیدا کند. به خوبی یاد دارم که این درد دلش را همیشه به حضرت شیخ الحدیث مولانا حسین‌پور رحمه الله می‌گفت و حتی باری در میان جمعی از علمای بزرگ استان که در جلسه‌ای در محضر حضرت شیخ الاسلام بودند، گفت: شما را به خدا از اختلاف دست بردارید و اختلافات علمای پاکستان را به اینجا نکشانید.
وی به تنهایی توانسته بود شهر سوران را یکپارچه کند و اتحاد و همدلی نسبتاً خوبی در منطقه ایجاد نماید.
در امور اجتماعی و سیاسی و… نیز در کنار مردم بود و آنان را راهنمایی و مشکلاتشان را حل می‌کرد.
حمایت بی‌دریغ ایشان از مرکز علوم قرآنی سوران این مرکز را به یکی از پرآوازه‌ترین مکاتب دانش‌آموزی کشور تبدیل کرد.
وی بسیاری از مشکلات سر راه ازدواج جوانان را برداشته بود و با مراسم و هزینه‌های کمرشکن مبارزه کرده و برنامه ازدواج آسان را در منطقه پیاده کرده بود.
یکی از بهترین و بزرگترین یادگاری‌های ایشان مسجد جامع بزرگ سوران است که تنها محل برگزاری نمازجمعه در این شهر است و امیدمان از بارگاه الهی آن است که آن را صدقه جاریه‌ای فرا راه ایشان قرار دهد. وما ذلك على الله بعزیز./سنت آنلاین

اللهم اغفره وارحمه وعافه واعف عنه وأكرم نزله و وسع مدخله واغسله بالماء والثلج والبرد ، ونقه من الذنوب والخطايا كما ينقى الثوب الأبيض من الدنس يا رب العالمين ، أللهم ابدله دارا خيرا من داره ، وأهلا خيرا من أهله، وادخله الجنة وقه فتنة القبر وعذاب النار بغير حساب يا أرحم الراحمين.

✍🏻 مولوی زبیر حسین‌پور

The post به یاد مولانا عبدالحمید جهاندیده – رحمه الله – بزرگمرد اخلاق و تواضع appeared first on سنت آنلاین.

]]>
http://www.sunnatonline.org/%d8%a8%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%85%d9%88%d9%84%d8%a7%d9%86%d8%a7-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b1%d8%ad%d9%85%d9%87/feed/ 0
حضرت عایشه صدیقه «رضی‌الله‌عنها»؛ مادر مؤمنان جهان http://www.sunnatonline.org/%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b9%d8%a7%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%b5%d8%af%db%8c%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%b6%db%8c%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87%e2%80%8c%d8%b9%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%9b-%d9%85%d8%a7%d8%af/ http://www.sunnatonline.org/%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b9%d8%a7%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%b5%d8%af%db%8c%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%b6%db%8c%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87%e2%80%8c%d8%b9%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%9b-%d9%85%d8%a7%d8%af/#respond Thu, 25 Jun 2020 14:34:59 +0000 http://www.sunnatonline.org/?p=37270 عایشه صدیقه رضی‌الله‌عنها دختر ابوبکر صدیق است که از دو جهت جد امام جعفر صادق محسوب می‌شود. او محبوب‌ترین همسر رسول خدا، فقیهه، مجتهده، مفسره، مورخه، نسابه (نسب‌شناس) و عالم‌ترین زنی‌ست که نصف دین را برای ما مسلمانان روایت کرده است. بسیاری از آیات قرآن در منزل ایشان نازل شدند و او اولین کسی بود.....

The post حضرت عایشه صدیقه «رضی‌الله‌عنها»؛ مادر مؤمنان جهان appeared first on سنت آنلاین.

]]>
عایشه صدیقه رضی‌الله‌عنها دختر ابوبکر صدیق است که از دو جهت جد امام جعفر صادق محسوب می‌شود. او محبوب‌ترین همسر رسول خدا، فقیهه، مجتهده، مفسره، مورخه، نسابه (نسب‌شناس) و عالم‌ترین زنی‌ست که نصف دین را برای ما مسلمانان روایت کرده است. بسیاری از آیات قرآن در منزل ایشان نازل شدند و او اولین کسی بود که آنها را می‌شنید. عایشه صدیقه یکی از هفت نفری است که بیش از هزار حدیث روایت کرده است.
خداوند متعال به صراحت فرموده است: «النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ». لذا عایشه رضی‌الله‌عنها «مادر مؤمنان» است. وقتی الله متعال عایشه را «مادر مومنان» می‌داند، جسارت و اهانت هیچ اهانت‌کننده‌ای هرگز از شأن و مقام شامخ این بانوی بزرگوار اسلام نمی‌کاهد.
قرآن مجید همسران پیامبر را «مادران مومنان» معرفی می‌کند. لذا بر هر انسان مسلمان و غیرتمندی لازم است که احترام و مقام والای مادر خود را حفظ کند، زیرا دوستی و احترام به حضرت عایشه، در واقع دوستی و احترام به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم است. به‌راستی کسانی‌که به ساحت ام‌المؤمنین عایشه صدیقه رضی‌الله‌عنها اسائه ادب می‌کنند در مقابل این سخن پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم چه پاسخی دارند که در جریان «افک» و تهمت به ساحت پاک و مقدس عایشه صدیقه رضی‌الله‌عنها فرمود: «من یعذرنی فی رجل آذانی فی أهلی».
بدون شک عایشه صدیقه «اهل‌بیت» پیامبر و «مادر مؤمنان» است. آیا ممکن است یک انسان شرافتمند از مادر خود متنفر باشد؟! آن‌هم از مادری مانند عائشه رضی‌الله‌عنها که خداوند او را در دنیا و آخرت برای همسری پیامبرش برگزیده است. مگر می‌شود خداوند متعال برای پیامبری که از لحاظ شخصیتی، اخلاقی، علمی، پاکی و عقل الگوی مومنان است، پاک‌ترین، عاقل‌ترین، شریف‌ترین وعالم‌ترین همسر را انتخاب نکند؟ قرآن مجید می‌فرماید: «وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ.» [نور: ۶۴]
▫عمر بن عبدالعزیز رحمه‌الله می‌فرماید: سلف صالح را دریافتیم که عبادت را فقط در نماز و روزه نمی‌دانستند، بلکه در حفظ آبروی دیگران می‌دانستند و شخص روزه‌دار و شب‌زنده‌دار اگر زبانش را نگه ندارد در روز قیامت مفلس‌ترین مردم است.
▫یکی از صحابه از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم پرسید: چه کسی را بیشتر از همه دوست داری؟ فرمود: عایشه را. صحابی پرسید: سؤال من دربارۀ مردان بود. آن‌حضرت فرمود: پدر عائشه را. [متفق‌علیه]
صحابه حضرت عائشه را گرامی می‌داشتند، و چگونه تکریم‌اش نکنند درحالی‌که او مادرشان است. آری، عائشه و علی و دیگر صحابه و اهل‌بیت پیامبر، پرورش‌یافتگان مکتب نبوی بودند که با یکدیگر محبت و الفت داشتند. از حضرت عائشه دربارۀ حضرت فاطمه می‌پرسند؛ می‌گوید: او شبیه‌ترین فرد به پیامبر در اخلاق و سیمای ظاهری بود. یا اینکه از ایشان دربارۀ حکم مسح بر خفین (موزه‌ها) می‌پرسند؛ آنان را به حضرت علی رضی‌الله‌عنه ارجاع می‌دهد و می‌گوید: او آگاه‌ترینِ مردمان به این موضوع است.
▫مسروق وقتی از عائشه صدیقه رضی‌الله‌عنها حدیث روایت می‌کرد، می‌گفت: «حدثني الصدیقة بنت الصدیق، حبیبة رسول الله، المبرأة في السماء.»؛ (حدیث روایت کرد صدیقه دختر صدیق، محبوب رسول خدا، [بانوی] پاکدامن در آسمان).
ام‌المؤمنین عایشه صدیقه رضی‌الله‌عنها شخصیتی است که شانزده آیه در قرآن در بیان فضیلت و پاکدامنی‌اش نازل شده است.
عایشه صدیقه تنها بانویی‌ست در اسلام که حضرت جبرئیل امین به‌وسیلۀ پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم به او سلام می‌فرستند.
▫ام‌المؤمنین عایشه صدیقه رضی‌الله‌عنها کسی‌ست که پیامبر آخرین لحظات زندگی‌اش را در منزل او سپری می‌کند و در دامان این بانوی بزرگوار جان به جان‌آفرین تسلیم می‌کند.
امام موسی کاظم و برخی دیگر از ائمه و بزرگان اهل‌بیت دختران‌شان را «عائشه» می‌نامد.
امام زهری رحمه‌الله می‌فرماید: عائشه عالم‌ترین شخص در فقه، پزشکی و شعر بوده است.
اگرچه برای بیان فضایل عایشه صدیقه رضی‌الله‌عنها آیات قرآن و احادیث صحیح کفایت می‌کنند و نیاز به مراجعه به دیگر کتب و منابع نیست، اما مراجعه به کتاب‌هایی مانند: “الاستیعاب“، “الإصابة“، “طبقات ابن سعدو سِیَرُ أعلامِ النُّبَلاء” نیز جلوه‌هایی از شخصیت این بانوی بزرگ اسلام را بیان می‌کنند.

و در پایان چند بیت شعر در وصف ام‌المؤمنین عایشه صدیقه رضی‌الله‌عنها؛
ـ أنعم بأم المؤمنین فإنها / صدیقة وعلی البراءة فاشهد
ـ أن لم تبرئها فقد کذّبتَ ما / أوحاه ربي للنبي محمد
ـ فاحفظ لعائشة مقام عفافها / واحذر بأن تتلو طریقة ملحد
ـ واعلم بأن العِرض عِرضُ محمدٍ / والبیتُ بیتُ المصطفی المتعبد
ـ صدیقة والصدق یألف دارها / أُمٌّ لِکُلّ مُکَبّرٍ وَمُوَحِدٌ

ترجمه:
ـ شاد باش برای ام‌المؤمنین، همانا او صدیقه (راستگو) است، و بر پاکی او گواهی بده.
ـ اگر او را پاک ندانی، پس یقیناً آنچه را که پروردگارم بر پیامبرش؛ محمد [صلی‌الله‌علیه‌وسلم] نازل کرده، تکذیب کرده‌ای.
ـ حرمت و پاکدامنی عایشه را حفظ کن و از اینکه بر مسیر انسان‌های ملحد و بی‌دین حرکت کنی، برحذر باش.
ـ بدان که آبروی [عایشه]، آبروی محمد است و خانه، خانۀ محمد مصطفی و عبادتگزار است.
ـ [عایشه] «صدیقه» است و صدق و راستی منزلش را فراگرفته است، او مادر هر انسان تکبیرگوینده و موحد است.

✍🏼 دکتر جلال جلالی‌زاده- فعال سیاسی و استاد دانشگاه تهران

      منبع: کانال تلگرامی نویسنده (با اندکی تلخیص و ویرایش از طرف کانال سنی آنلاین)

The post حضرت عایشه صدیقه «رضی‌الله‌عنها»؛ مادر مؤمنان جهان appeared first on سنت آنلاین.

]]>
http://www.sunnatonline.org/%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b9%d8%a7%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%b5%d8%af%db%8c%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%b6%db%8c%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87%e2%80%8c%d8%b9%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%9b-%d9%85%d8%a7%d8%af/feed/ 0
نگاهی گذرا به زندگانی مولانا قاضی محمدعثمان فقیرزاده (سربازی) http://www.sunnatonline.org/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%da%af%d8%b0%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%84%d8%a7%d9%86%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%b6%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af/ http://www.sunnatonline.org/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%da%af%d8%b0%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%84%d8%a7%d9%86%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%b6%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af/#respond Thu, 25 Jun 2020 14:19:35 +0000 http://www.sunnatonline.org/?p=37264  ولادت و خانواده: مولانا قاضی محمّدعثمان فقیرزاده فرزند مولانا قاضی عبدالرحیم بن آخوند عبدالرحمن بن ملا عبدالجلیل بن ملا کمال‌الدین (گُشتی)، در حدود سال‌های ۱۳۱۵هـ.ش. در روستای کجدر (سرباز) در خانواده‌ای مذهبی و دینی چشم به جهان گشود. پدرش از نخستین علما‌‌ی منطقه‌ی سرباز بود. ایشان در کودکی از سایه‌ی مادر محروم گردید.  تحصیلات: قرآن.....

The post نگاهی گذرا به زندگانی مولانا قاضی محمدعثمان فقیرزاده (سربازی) appeared first on سنت آنلاین.

]]>
 ولادت و خانواده:
مولانا قاضی محمّدعثمان فقیرزاده فرزند مولانا قاضی عبدالرحیم بن آخوند عبدالرحمن بن ملا عبدالجلیل بن ملا کمال‌الدین (گُشتی)، در حدود سال‌های ۱۳۱۵هـ.ش. در روستای کجدر (سرباز) در خانواده‌ای مذهبی و دینی چشم به جهان گشود. پدرش از نخستین علما‌‌ی منطقه‌ی سرباز بود.
ایشان در کودکی از سایه‌ی مادر محروم گردید.

 تحصیلات:
قرآن کریم را پیش پدرش خواند و در سن ۱۱-۱۲ سالگی به‌ همراهی والد گرامی‌اش به پاکستان رفت. وقتی که آن‌جا رسیدند، والد گرامی‌اش مریض شد و در یکی از بیمارستان‌های کراچی بستری گردید و مولانا محمّدعثمان با همان سن کوچکی که داشت، به پدرش خدمت نمود و در مدت مریضی والدشان خیلی زحمت کشید.
مولانا محمّدعمر سربازی بارها می‌فرمود: برای بهشتی بودن مولانا محمّدعثمان همین خدمات به والدش کافی است و سایر خدمات دینی‌اش به جای خود بماند.
اما سرانجام والد ایشان در کراچی وفات نمود و در همان‌جا به خاک سپرده شد.
مولانا فقیرزاده در آن‌جا، در اولین سال در مدرسه‌ی احرارالاسلام ثبت نام نمود و به مدت یک سال در آن‌جا ‌ماند و بعد از آن، به مدرسه‌ی معروف مظهرالعلوم کده کراچی رفت و به مدت پنج سال در آن مدرسه ماند و بعد از آن یک سال در دارالعلوم کراچی به تحصیل ‌پرداخت و از اساتید برجسته‌ی آن مرکز علمی هم‌چون مانند مولانا سحبان‌محمود و مولانا بدیع‌الزّمان کسب فیض نمود.
مولانا محمدعثمان بعد از آن تصمیم گرفت که به دارالعلوم دیوبند برود و بدین منظور از کراچی به لاهور رفت، اما به خاطر مشکلات ویزا و غیره این خواسته‌ی ایشان برآورده نشد. به ناچار به مدرسه‌ی قاسم‌العلوم ملتان رفت و یک سال از محضر اساتيد آن‌جا، هم‌چون مولانا مفتی محمود کسب فیض نمود. سپس بار دیگر به مدرسه‌ی مظهرالعلوم کده برگشت و از اساتید آن‌جا، به خصوص مولانا فضل‌احمد کراچوی، مولانا قاری رعایت‌الله دیوبندی و … بهره ‌برد و بعد از دو سال فارغ‌التحصیل گردید.
ایشان اکثر تعطیلات را در کلاس‌های تفسیر، صرف و نحو سپری می‌کرد. در دو دوره تفسیر یکی پیش مولانا عبدالغنی جاجروی و ديگری پیش مولانا عبدالله درخواستی شرکت نمود. در زمان طلبگی بر دست مولانا حمّادالله سندی هاليجوی بیعت می‌کند.

مسئولیت‌ها و خدمات:
ایشان در سال ۱۳۷۷هـ.ق. با کوله باری از علم و دانش به زادگاهش بازگشت و در همان سال جهت تدریس به مدرسه‌ی دارالعلوم عزیزیه انزاء سرباز فراخوانده ‌شد و از نخستین همکاران جناب مولانا تاج‌محمد بزرگ‌زاده و مولانا حاج غلام‌محمّد ملازهی در مدرسه‌ی مذکور بود.
مولانا به درس خیلی پایبند بود و طلبه‌ها از درس و تفهیم مولانا خیلی راضی بود چنان‌چه در زمان طلبگی نیز با توجه به فهم و تفهیم بالا درس‌ها را برای مولانا محمدتقی عثمانی تکرار می‌کرد.
ایشان در فن‌های فقه، صرف و نحو مهارت کامل و خارق‌العاده‌ای داشت.
در همان اوایل، در زمان حکومت پهلوی، نماز جمعه و عیدین را در سرباز کلات شروع نمود و بعد از رحلت مولانا تاج‌محمّد بزرگ‌زاده، شیخ الحدیث مدرسه‌ی عزیزیه انزاء قرار گرفت.
مولانا محمدعثمان در امر قضاوت و حل و فصل اختلافات تبحّر و ید طولایی داشت. مولانا تاج‌محمد بزرگزاده بر قضاوت ایشان اعتماد کامل داشت و می‌فرمود: ایشان فقیه عصر است.
حضرت شیخ‌الحدیث مولانا محمدعمر سربازی نيز به فیصله‌ها و قضاوت‌های ایشان اعتماد کامل داشت و گاهی اوقات برای حل اختلافات ایشان را به کوه‌ون فرا می‌خواند.
هميشه علما به طلاب توصيه مي‌کردند که براي فهم بهتر علم، در جلسه‌ي درس ايشان بنشينند.

 شاگردان:
اسامی برخی از کساني که در مدرسه‌ی دارالعلوم عزیزیه انزاء شاگرد ایشان بوده‌اند، به شرح ذيل است:

۱- مولانا عبدالاحد ملازهی (مدير داخلی مدرسه‌ی دينی عزيزيه انزاء)؛

۲- مولانا عبدالوهاب بزرگزاده (مدير مدرسه‌ی دينی عزيزيه انزاء)؛

۳- شهید مولانا عبدالملک ملازاده (فرزند ارشد مولانا عبدالعزيز و مؤسس سازمان اسلامی محمدی اهل‌سنت و عضو شورای شمس)؛

۴- مولانا نذيراحمد سلامی (استاد برجسته‌ی حديث دارالعلوم زاهدان و نماينده‌ی مردم استان سيستان‌وبلوچستان در خبرگان رهبری)؛

۵- مولانا عبدالله دوستی؛

۶- مولانا عبدالمالک ملکی‌پور (امام‌جمعه کنارک)؛

۷- مولانا فضل‌الله درویشی (استاد برجسته‌ی مدرسه‌ی دينی منبع‌العلوم کوه‌ون)؛

۸- مولانا دوست‌محمّد رئیسی (استاد حديث دارالعلوم حقانيه ايرانشهر)؛

۹- مولانا دین‌محمّد رسولی‌زاده (امام‌جمعه و مدير مدرسه‌ي ديني سراج‌العلوم کزور سرباز).

 اخلاق:
مولانا فقيرزاده انساني متواضع، فروتن، ساده و بي‌آلايش بود و از هر نوع تجمّلات دوری می‌گزيد.👇🏼👇🏼

مولانا نظرمحمد دیدگاه می‌فرماید: قاضی مولانا محمدعثمان از زمان طلبگی تا حال یک انسان رک و یک رنگ بود.
شيخ‌الحديث مولانا عبدالرحمن ملازئی نوشته‌ است: مولانا فقيرزاده از همان کودکی از لهويات و اعمال بيهوده پرهيز می‌کرد و آثار نبوغ و انوار ايمان در چهره‌اش نمايان بود.

 وفات:
مولانا فقيرزاده، پس از تحمل يک دوره‌ی طولاني بيماری، صبح روز چهارشنبه ۴ تيرماه ۱۳۹۹ هـ.ش. در روستای کجدر، از توابع شهرستان سرباز (بلوچستان)، درگذشت.
رحمه الله رحمة واسعة

✍🏼نویسندگان: عبدالستار حسین‌بر – زبیر ملازاده/ مرکز تحقیقات اسلامی مداد

The post نگاهی گذرا به زندگانی مولانا قاضی محمدعثمان فقیرزاده (سربازی) appeared first on سنت آنلاین.

]]>
http://www.sunnatonline.org/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%da%af%d8%b0%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%84%d8%a7%d9%86%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%b6%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af/feed/ 0
ریشه های افراط گرایی و راه های مبارزه با آن http://www.sunnatonline.org/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b7-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%a7/ http://www.sunnatonline.org/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b7-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%a7/#respond Thu, 25 Jun 2020 06:08:47 +0000 http://www.sunnatonline.org/?p=37257 امروزه انواع افراط گرایی وخشونت بی منطق وخارج از رعایت هرگونه اصول اخلاقی در راه گسترش دین صورت می پذیرد و متأسفانه این همه افراط گرایی غیر قابل توجیه، با مبانی دینی، عقلی وانسانی و وجدانی به وسیله مدعیان دیانت و ایمان علیه هم کیشان ومومنان به ادیان دیگر صورت می گیرد. و باعث انزجار.....

The post ریشه های افراط گرایی و راه های مبارزه با آن appeared first on سنت آنلاین.

]]>
امروزه انواع افراط گرایی وخشونت بی منطق وخارج از رعایت هرگونه اصول اخلاقی در راه گسترش دین صورت می پذیرد و متأسفانه این همه افراط گرایی غیر قابل توجیه، با مبانی دینی، عقلی وانسانی و وجدانی به وسیله مدعیان دیانت و ایمان علیه هم کیشان ومومنان به ادیان دیگر صورت می گیرد. و باعث انزجار وتنفر وفراری دادن دیگران از دین می گردد، و چهره زشت و ناپسند از تعالیم دینی برای دیگران مجسم می سازد.
بررسی زمینه ها و عوامل اصلی ایجاد و رشد این جریانات وسیر تاریخی نگرش های افراطی و راه های مقابله با آن موضوع این مقاله است. در این پژوهش عوامل داخلی و خارجی از یک سو و تبلیغات تفرقه انگیز دشمن در میان مسلمانان از سوی دیگر به عنوان مهمترین زمینه ها و عوامل پیدایش و رشد این جریانات مطرح شده اند و راه برون رفت ومقابله با آن طبق آموزه های قرآنی، بصیرت افزایی و مبارزه با جهل و نادانی و ترک رویه تهاجم نسبت به یک دیگر و
جایگزین کردن استراتژی گفتگوی بین مذاهب به جای آن از یک جهت و مبارزه وایستادگی برای خنثی کردن نقشه های شوم دشمنان از جهت دیگر در قالب نمودارو جدول پیشنهاد شده است.
ارائه راه کارهای عملی برای اجرایی شدن این ایده پایان بخش این مقاله خواهد بود.
مقدمه
از جمله تهدیدهای جدی برای اسلام، تفسیر به رای هایی است که با موازین و مبانی متقن قرآن وسنت مطابقت نداشته و همواره اعتقادات مسلمانان را دچار مشکل کرده است. یکی از این موارد مشکل زا و چالش برانگیز در طول تاریخ اسلام (بعد از رحلت پیامبر اکرم وفقدان ایشان در میان مسلمانان مسأله افراط گرایی در دین
بوده است.
امروزه که این عامل بزرگترین تهدید کننده برای امت اسلامی می باشد، یک پدیده ی روبه فزونی ورشد در جهان به ویژه در جهان اسلام وخاصتا در منطقه استراتژیک خاورمیانه نیز شده است، این پدیده ی نوظهور که هر روز تحت عنوان مفهوم رنگ ولباس جدید خود را همچون غده های سرطانی از جسم و پیکر دنیای اسلام نمایان می نماید، تا جایی پیش رفته است که حتی از نظر سیاسی موجبات دخالت دولت های غیراسلامی را در ممالک اسلامی فراهم آورده و هر از چند گاهی این مسأله محمل ودستاویز تجاوز بیگانگان به یکی از ممالک اسلامی می شود که این امر باعث بی حرمتی به دنیای اسلام است.

برای مشاهده کامل مقاله در قالب پی دی اف اینجا کلیک کنید

ریشه های افراط گرایی و راه های مبارزه با آن

نویسنده: شراف الدین ملک زهی

The post ریشه های افراط گرایی و راه های مبارزه با آن appeared first on سنت آنلاین.

]]>
http://www.sunnatonline.org/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b7-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%a7/feed/ 0
بررسی کارنامۀ اقتصادی و سیاسی حضرت عمربن‌عبدالعزیز رحمه الله http://www.sunnatonline.org/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%db%80-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b9%d9%85%d8%b1/ http://www.sunnatonline.org/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%db%80-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b9%d9%85%d8%b1/#respond Wed, 24 Jun 2020 05:45:07 +0000 http://www.sunnatonline.org/?p=37243 عمربن عبدالعزیز رحمه‌الله یکی از شخصیت‌های جاویدان تاریخ است که سخن‌گفتن از ایشان نیاز به یک وقت کافی و طولانی دارد، اما به هر اندازه که در مورد این شخصیت بزرگ صحبت شود، خالی از رحمت و برکت و فایده نخواهد بود. علما در توصیف حضرت عبدالله بن مبارک رحمه‌الله که یکی از علما و.....

The post بررسی کارنامۀ اقتصادی و سیاسی حضرت عمربن‌عبدالعزیز رحمه الله appeared first on سنت آنلاین.

]]>
عمربن عبدالعزیز رحمه‌الله یکی از شخصیت‌های جاویدان تاریخ است که سخن‌گفتن از ایشان نیاز به یک وقت کافی و طولانی دارد، اما به هر اندازه که در مورد این شخصیت بزرگ صحبت شود، خالی از رحمت و برکت و فایده نخواهد بود. علما در توصیف حضرت عبدالله بن مبارک رحمه‌الله که یکی از علما و اولیاءالله و از شخصیت‌های برجسته و‌ متفق‌علیه تاریخ اسلام است، گفته‌اند؛ «نستنزل بذکره الرحمة»؛ با تذکرۀ ایشان، نزول رحمت‌های الهی را طلب می‌کنیم. عمربن‌عبدالعزیز رحمه‌الله هم از همین تبار انسان‌هاست که جزو استثنائات تاریخی به‌شمار می‌روند.

دورنمایی از دوران خلافت بنی‌امیه
همۀ ما کم‌وبیش دربارۀ دوران خلافت راشده اطلاعاتی داریم که این دوران بعد از دوران رسالت، بهترین و درخشان‌ترین دوران تاریخ اسلام است. شاه‌ولی‌الله دهلوی رحمه‌الله در مورد دوران خلافت خلفای راشدین می‌فرماید که این دوران در واقع مکمّل طرح‌ها و پروژه‌های پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم است؛ یعنی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم کارها و برنامه‌هایی را که می‌خواستند برای نسل‌های بعدی تا قیامت «نمونه و الگو» قرار بگیرند، انجام دادند و ارائه نمودند، اما آن‌مقدار از برنامه‌ها و پروژه‌هایی که باقی‌ مانده بودند توسط خلفای راشدین به پایۀ تکمیل رسید. به عبارت ساده‌تر و به اصطلاح علما و طلاب؛ اگر ما سیرۀ نبوی را به‌منزلۀ «متن» فرض کنیم، دوران خلفای راشدین «شرح» آن است، دوران پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم «اجمال» و دوران خلفای راشدین «تفصیل» و یا اولی «قانون و اصول» و دیگری «تطبیق و اجرا» است.
بعد از دوران خلفای راشدین، دورۀ حکومت امیر معاویه رضی‌الله‌عنه نیز با صلحی که انجام گرفت، توسط حضرت حسن رضی‌الله‌عنه تأیید و به امضا رسید، اما به‌مرور زمان پس از دوران خلافت راشده یک تراژدی پیش آمد و کم‌کم دوران انحطاط در تاریخ اسلام آغاز شد. بعد از سال ۶۰ هجری تا اواخر قرن اول که دوران خلفای بنی‌امیه – «آل مروان» -بود، یک انحطاط اخلاقی، اقتصادی، ظلم و نابرابری، تبعیض‌ و… پدید آمد؛ البته نباید این نکته را فراموش کرد که این دوران علی‌رغم تمام مشکلات و ایراداتش، خالی از نقاط مثبت هم نبود و مانند عصر حاضر، فرهنگی مانند فرهنگ غرب وجود نداشت که به یک‌باره بیاید و تمام فرهنگ‌ و ارزش‌های اسلامی را تحت تأثیر قرار بدهد و آنها را زیر سؤال ببرد، بلکه شعائر دینی برقرار بود و درس و تدریس و جهاد و سایر خدمات دینی وجود داشت. در همین دوران شخصیت‌های برجستۀ جهان اسلام ازجمله حضرت علی‌بن‌حسین معروف به «زین‌العابدین»، حسن‌المثنی، عروةبن‌زبیر، سالم‌بن‌عبدالله‌بن‌عمر، قاسم‌بن‌محمدبن‌ابی‌بکر و سعیدبن‌المسیب (سیدالتابعین) می‌زیستند و بر جامعۀ آن زمان اشراف داشتند، اما دستگاه حکومتی بنی‌امیه نقاط منفی زیادی داشت.

نقاط منفی دوران خلفای بنی‌امیه
۱ـ پررنگ‌شدن «خلافت ملی» به‌جای «خلافت اسلامی»؛ دوران خلافت بنی‌امیه را بیشتر می‌توان یک دورۀ «خلافت ملی» توصیف کرد تا «خلافت اسلامی»؛ به این معنا که در این دوران خلافت اسلامی درحال کمرنگ‌شدن بود و بعضی از گرایش‌ و ارزش‌های جاهلی تا حدودی در جامعۀ آن زمان رواج پیدا کرده بودند. پیش از این در دوران خلفای راشدین، محور حکومت «قرآن» و «سنت» بود، اما در زمان‌های بعدی مصالح ملی، حکومتی، منطقه‌ای و قومی غالب شد که اسلام این مصلحت‌ها را برنمی‌تابد و آن‌ها را قبول ندارد، از منظر دین اسلام همه‌چیز باید از قرآن و سنت الهام بگیرند و تمام امور در پرتو آموز‌های اسلامی پیش بروند.
۲ـ تفاخر و غرور قومی و نژادی؛ در این دوران غرور و فخرفروشی‌های قومی و نژادی سر برآوردند.
۳ـ اقرباءپروری؛ یکی از مشکلاتی که در دوران خلفای بنی‌امیه به‌وجود آمد و منجر به فساد اداری شد، موضوع «اقرباءپروَری» و خویشاوند‌پروری بود. به‌کارگماردن کسی که با حاکم و خلیفه نسبت خویشاوندی دارد فی‌نفسه ایرادی ندارد، اما مشروط بر اینکه دارای صلاحیت و اهلیت لازم باشد. اگر یک فرد صرفاً به این دلیل که با فلان وزیر و رئیس و فرمانده نسبت خویشاوندی دارد بر دیگری که صلاحیت دارد ترجیح داده شود، این «اقرباءپروری» است که دوران خلفای بنی‌امیه نیز به‌مرور با این مشکل دچار شد.
۴ـ انحطاط اخلاق و ارزش‌های اخلاقی؛ در دوران خلفای بنی‌امیه اخلاق و ارزش‌های اخلاقی کمرنگ شده و جای آن را تملق و چاپلوسی گرفته بود و همین مسائل به‌عنوان معیار و ملاک محبوبیت در مقابل خلیفه و دستگاه حکومتی تلقی می‌شد.
۵ـ استفادۀ اختصاصی از بیت‌المال؛ در این دوران از بیت‌المالی که حق مردم و متعلق به تمام مسلمانان در تمام مناطق تحت سیطرۀ حکومت اسلامی است، در سطح بسیار کلان و گسترده‌ای استفادۀ اختصاصی می‌شد. اختلاس‌های متعددی صورت می‌گرفت و پول‌های هنگفتی به افراد بیکار و کسانی که به تملق و مدح حاکم و دستگاه حکومتی می‌پرداختند، داده می‌شد.
۶ـ افزایش فاصلۀ طبقاتی؛ ساز و آواز و آلاتی که انسان را گرفتار لهو و لعب و خوشگذرانی‌های افراط‌گونه می‌کنند در جامعۀ آن زمان ترویج و رونق یافته بود، به‌طوری‌که طبقه‌ای «مُترَف» که همواره دنبال خوشگذرانی و رفاه‌طلبی بودند در جامعه به‌وجود آمد که این امر منجر به یک فاصلۀ طبقاتی گسترده شده بود.

لزوم ایجاد تغییر و تحول در دستگاه خلافت بنی‌امیه
خلافت بنی‌امیه با مشکلات و نقاط ضعفی که در بالا بیان شد مواجه بود و این دستگاه حکومتی نیاز به یک تغییر و تحول بزرگ داشت، اما ایجاد این تغییر به این سادگی‌ها نبود، زیرا این دستگاه از یک پشتوانۀ مستحکم نظامی و لشکری برخوردار بود که این امر باعث شده بود تا صداها در گلوها خفه شوند. ضمن اینکه در گذشته و بعد از دوران خلفای راشدین، دو شخصیت بزرگ؛ یعنی حضرت حسین‌بن‌علی و حضرت عبدالله‌بن‌زبیر رضی‌الله‌عنهما نیز از لحاظ ظاهری در انقلابی که علیه یزید آغاز کرده بودند، موفق نشدند؛ لذا با توجه به این مسائل، کمترکسی جرأت می‌کرد از طریق کودتا یا مقابله و شورش درصدد تغییر دستگاه حکومتی برآید.

عوامل ظهور و شکل‌گیری خلافت عمربن‌عبدالعزیز
بسیاری از علما و مورخان ظهور شخصیتی مانند عمربن‌عبدالعزیز و خلافت ایشان را معجزه‌ای از معجزات اسلام می‌دانند، بنده ضمن تأیید این دیدگاه، در پرتو مطالعاتی که در این‌خصوص دارم، معتقدم علاوه بر این، دو عامل دیگر نیز در رابطه با ظهور شخصیتی مانند عمربن‌عبدالعزیز در دستگاه خلافت بنی‌امیه قابل توجه است. این دو عامل عبارتند از:
۱ـ تلاش علما و مصلحین در بین توده‌ها؛ اگرچه در دستگاه حکومتی بنی‌امیه فضای رفاه‌طلبی بین طبقۀ خاصی از جامعه حاکم بود، اما در زمینۀ فعالیت علما و کلاس‌های علمی و اصلاحی ممنوعیتی نبود و فقط اظهارنظر علیه حکومت ممنوع بود، لذا علما و مصلحین از این فرصت استفاده ‌کردند و فعالیت‌هایی داشتند که نتیجۀ این فعالیت‌ها بیشتر در بین توده‌های جامعه ملموس بود، زیرا عموم مردم و توده‌ها دنبال علما بودند و در مجالس علمی و اصلاحی آنان شرکت می‌کردند.
۲ـ دعا؛ علما و مصلحین در کنار تلاش‌های اصلاح‌گرانه، در دعاهای نیمه‌شبی و سحرگاهی خودشان نیز برای اصلاح امور دعا می‌کردند.
لذا علما و مصلحین با دعوت و دعا تلاش می‌کردند ارزش‌های اسلامی به‌طور کامل از جامعه برچیده نشوند، چنان‌که بر اثر همین تلاش‌ها و با مطالعه و مدارسۀ سیرت خلفای راشدین و تابعین، بسیاری از افراد جامعه بر این موضوع واقف بودند که آنچه حکومت مرتکب می‌شود، ظلم و تبعیض و فاصلۀ طبقاتی و خوشگذرانی است. در آن دوران اگرچه قلمرو حکومت اسلامی بسیار وسیع بود، اما در نقاط مختلفِ این قلمرو، افرادی بودند که حاضر نبودند هر اقدام و اشتباهی را که حکومت مرتکب می‌شود تأیید کنند و به هر سمتی که سیاست‌ها و فضای حاکم اقتضا می‌کند بروند.
البته این حکمت و سنت الهی‌ست که هرگاه فشارها و مشکلات افزایش پیدا کننند و زیاد بشوند، روزنۀ امیدی می‌گشاید. ما قاعدۀ فقهی داریم که با توجه به شرایط فعلی جهان تا حدودی بشارت‌دهنده است که می‌گوید: «الأمر إذا ضاق اتَّسَع»؛ وقتی در یک موضوعی تنگنا باشد، وسعت و گنجایش می‌آید.
لذا در بین تمام نگرانی‌ها و پریشانی‌هایی که وجود داشت، الله تعالی بر امت لطف و احسان کرد. در دوران خلافت سلیمان‌بن‌عبدالملک که خلافت موروثی بود قاعدتاً باید یکی از فرزندانش خلیفه می‌شد، اما به‌این دلیل که فرزندان سلیمان کوچک بودند و صلاحیت لازم را برای تصدّی خلافت نداشتند و از طرفی در دوران خلافت سلیمان‌بن‌عبدالملک مشاوران خوب و مخلصی از بین علما و مصلحین مانند «رَجَاءِ بنِ حَيْوَهْ» به دربار نفوذ کرده بودند، وقتی سلیمان بیمار شد، در آخرین روزهای زندگی‌اش فرزندانش را خواست و دستور داد که زره و شمشیر بر آنان بپوشانند، اما دید که آن‌ها هنوز برای این لباس و مسئولیت کوچک هستند. جملۀ معروفی از سلیمان‌بن‌عبدالملک منقول است که در این لحظه گفت: «خوشبخت کسی‌ست که هنگام مرگش، فرزندانش قابل جانشینی باشند.»؛ لذا رجاءبن‌حیوه به سلیمان پیشنهاد داد که عمربن‌عبدالعزیز را به‌عنوان جانشین خودش تعیین کند. سلیمان نیز از صفات و ویژگی‌های بارز و پسندیدۀ عمربن‌عبدالعزیز اطلاع و نسبت به او آشنایی کامل داشت.
داستان به خلافت‌رسیدن حضرت عمربن‌عبدالعزیز مفصل است و دکتر علی صلابی در کتابش این موضوع را به تفصیل بیان کرده است. به‌هرحال عمربن‌عبدالعزیز به خلافت رسید. در این اینجا نباید به راحتی از کنار این نکته گذشت که پیشنهادی که رجاءبن‌حیوه به سلیمان‌بن‌عبدالملک داد، یکی از کارنامه‌های درخشان این عالم و اندیشمند مسلمان محسوب می‌شود. دکتر صلابی این جمله را از علامه سید ابوالحسن ندوی رحمه‌الله نقل می‌کند که اگر رجاءبن‌حیوه هیچ خدمتی نمی‌‌کرد، همین پیشنهادی که به سلیمان‌بن‌عبدالملک مبنی بر جانشینی عمربن‌عبدالعزیز داد برایش کافی بود و این خدمتش بر تمام خدمات علمی که برای جهان اسلام انجام داده است، برتری دارد. لذا علمای ناصح و خیرخواه آنانی هستند که پیشنهادها و مشورت‌های خوبی به حکام و مدیران می‌دهند و حکام و مدیران نیز باید از این پیشنهادها و مشورت‌ها استقبال کنند.

عمربن‌عبدالعزیز بر مَسند قدرت

در جلسۀ قبل در مورد چگونگی تعیین عمربن‌عبدالعزیز به‌عنوان جانشین و خلیفۀ سلیمان‌بن‌عبدالملک صحبت شد. نکتۀ جالب و قابل توجه در این بخش این است که وقتی عمربن‌عبدالعزیز توسط سلیمان‌بن‌عبدالملک به خلافت منصوب شد، در وهلۀ اول این منصب و مسئولیت را قبول نکرد، زیرا خودش به قبول این مسئولیت راضی نبود و این از ویژگی‌های انسان‌های خوب است که به‌جز در مواقع اضطراری «مسئولیت‌طلب» نیستند. لذا عمربن‌عبدالعزیز اصحاب حل‌وعقد و سیاستمداران و جمعی از عموم مردم را فراخواند و در جمع آنان اعلام کرد که من به‌عنوان «خلیفه» منصوب شده‌ام و نمی‌خواهم این مسئولیت به‌صورت انتصابی باشد، بلکه به شما اختیار می‌دهم که هر کسی را که می‌خواهید به‌عنوان خلیفه و رئیس این دولت و حکومت تعیین کنید. در این لحظه همه یکصدا گفتند که ما به‌جز تو کسی دیگر را به‌عنوان خلیفه قبول نداریم. عمربن‌عبدالعزیز رحمه‌الله این‌گونه در جایگاه یک خلیفه اعلام کرد که دستورات قرآن و سنت را در کشور و قلمرو حکومتی خود اجرا خواهد کرد و در این مسیر از روش خلفای راشدین الگوگیری خواهد نمود.

 اقدامات اولیۀ عمربن‌عبدالعزیز برای ادارۀ مملکت

عمربن‌عبدالعزیز با توجه به شناختی که از اوضاع جاری آن زمان در دستگاه حکومتی داشت، اولین اقداماتی که برای بهبود اوضاع انجام داد به شرح زیر هستند:
۱ـ عزل مدیران فاسد؛ حاکم به منزلۀ سر برای بدن، و وزرا و کارگزاران و مدیران کل به منزلۀ اعضا و جوارح هستند. لذا عمربن‌عبدالعزیز با این استدلال که نمی‌تواند به‌وسیلۀ مدیران و کارگزاران فاسد کارهای حکومتی مدنظر خودش را به پیش ببرد و اجرایی کند، در اولین گام اقدام به عزل تمام مدیران و کارگزارانی کرد که پرونده‌های کلانی در زمینۀ ظلم و اجحاف داشتند.
۲ـ برگرداندن اموال تصاحب‌شده به بیت‌المال؛ عمر‌بن‌عبدالعزیز اموال هنگفتی که را عده‌ای به هر دلیل و عنوانی تصاحب کرده بودند شناسایی و در سریع‌ترین زمان ممکن آنها را به خزانۀ بیت‌المال بازگرداند.
 ۳ـ رسیدگی به شکایات مردم؛ عمربن‌عبدالعزیز به شکایت‌های مردمی رسیدگی کرد و حقوقی را که از اقشار مختلف مردم توسط صاحبان منصب ضایع، تصاحب یا غصب شده بودند، به صاحبان‌شان بازگرداند.
 ۴ـ تغییر اوضاع زندگی در مرکز خلافت؛ مؤرخین گفته‌اند که اوضاع پایتخت و مرکز خلافت در آن زمان ملوکانه بود. عمربن‌عبدالعزیز رحمه‌الله با تأسی از سیرت خلفای راشدین، فضای ساده‌زیستی و زندگی زاهدانه را در مرکز خلافت حاکم گردانید.
 ۵ـ آغاز تغییر و تحول از زندگی خویش؛ یک مصلح اجتماعی باید قبل از همه تغییر و تحول را از خودش آغاز کند. عمربن‌عبدالعزیز که پیش از تصدی خلافت لباس فاخرانه می‌پوشید و زندگی شاهانه‌ای داشت، بعد از خلافت چنان پوشش ساده و زندگی درویشانه‌ای را اختیار کرد که حتی تصور چنان زندگی‌ای برای یک انسان عادی هم دشوار است. واقعۀ مشهوری‌ست که روزی وارد خانه شد و دید که فرزندانش هنگام صحبت‌کردن دست را جلوی دهان‌شان می‌گیرند. دلیل را جویا شد؛ گفتند که در منزل چیز دیگری برای خوردن نبود، مجبور شدیم پیاز بخوریم. عمربن‌عبدالعزیز رحمه‌الله به گریه افتاد و خطاب به فرزندانش فرمود که آیا شما راضی می‌شوید که غذاهای گوناگون بخورید و پدرتان در آخرت مورد مؤاخذه و سؤال قرار بگیرد و به جهنم برده شود؟
یکی دیگر از موارد زهد عمربن‌عبدالعزیز این است که ایشان یک بار قصد حج بیت‌الله کرد. وقتی از حسابدارش موجودی حساب را جویا شد، معلوم شد که هزینۀ لازم برای این سفر وجود ندارد. چند روز بعد به ایشان اطلاع داده شد که مال زیادی که متعلق به «آل‌مروان» است و خلیفه هم اجازۀ استفاده از آن را دارد رسیده است، اما عمربن‌عبدالعزیز فرمود که آل‌مروان به اندازۀ کافی از این اموال استفاده کرده است و دستور داد آن را به بیت‌المال برگردانند. لذا عمربن‌عبدالعزیز تغییر و تحول را قبل از همه از زندگی خودش آغاز کرد که این امر تأثیر بسیار زیادی بر مدیران و سایر دست‌اندرکاران حکومتی می‌گذاشت.

اصلاحات انقلابی عمربن‌عبدالعزیز

عمربن‌عبدالعزیز با اقداماتی که در بالا ذکر شد، توانست اصلاحاتی انقلابی در سیستم حکومتی و فضای حاکم آن زمان بیاورد. از مهمترین اصلاحات انقلابی عمربن‌عبدالعزیز می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱ـ کاهش مالیات‌ها؛ در دوران خلفای پیش از عمربن‌عبدالعزیز بدون توجه به میزان درآمد و توانایی مردم مالیات‌های هنگفتی از آنان گرفته می‌شد، اما وقتی عمربن‌عبدالعزیز به قدرت رسید اعلام کرد: «إِنَّ مُحَمَداً بُعِثَ هَادِیاً وَ لَم یُبعَث جَابِیاً»؛ «محمد صلی‌الله‌علیه‌وسلم هدایتگر مبعوث شده بود، نه مالیات‌گیرنده». لذا دولت‌ها و حکومت‌ها باید به این نکته توجه داشته باشند که وظیفۀ آنها فقط گرفتن مالیات نیست، بلکه باید زمینه‌ای را فراهم کنند تا جامعه به هدایت و رشد و پیشرفت برسد.
۲ـ لغو دریافت‌های گمرکی؛ در آن زمان گمرک‌ها بر تاجران ظلم می‌کردند و هزینه‌های هنگفتی از آنان می‌گرفتند. عمربن‌عبدالعزیز دریافت‌های گمرکی را در سطح گسترده‌ای به‌طور کامل لغو و حذف کرد و در موارد ضروری آن را به حداقل رساند و اعلام کرد که گرفتن زکات از مردم کافی‌ست و نیازی به گرفتن هزینۀ گمرک نیست.
۳ـ کاهش خراج‌ها؛ عمربن‌عبدالعزیز دریافت مالیات‌هایی از قبیل خراج و… را نیز به حداقل ممکن رساند.
شاه‌ولی‌الله دهلوی رحمه‌الله در کتاب گرانسنگ خود «حجةالله‌البالغة»، در مورد منشأ مشکلات اقتصادی می‌فرماید که دو عامل حکومت‌ها و کشورها را با مشکلات اقتصادی کلان دچار می‌کند: یکی مالیات‌های کمرشکن که ملت را از پا درمی‌آورند، و دیگری وجود حقوق‌بگیرانی در دستگاه حکومتی که هیچ نیازی به آنان نیست و از نبودشان هیچ کمبودی احساس نمی‌شود.
۴ـ حذف بیگاری؛ در سیستم حکومتی آن زمان رایج بود که مردم را بالاجبار و بدون هیچ دستمزدی به کار برای حکومت می‌گماردند. عمربن‌عبدالعزیز این شیوه را کاملا ملغی و اعلام کرد که مردم آزاد هستند و فقط به شرط استخدام و پرداخت کارمزد می‌توان از آنها کار گرفت.
۵ـ ممنوعیت تجارت برای دولتمردان؛ عمربن‌عبدالعزیز تجارت و کسب‌وکار را برای دولتمردان و رجال حکومتی ممنوع کرد، زیرا وقتی دولتمردان در تجارت مشغول باشند نرخ‌ها را به نفع و مصلحت خودشان تغییر می‌دهند، واردات و صادرات را در اختیار و انحصار خودشان قرار داده و فضا را بر دیگران تنگ می‌کنند. علامه ابن‌ خلدون رحمه‌الله نیز به این نکته تصریح کرده است که حضور حکام و دولتمردان در فعالیت‌های تجاری و اقتصادی به ضرر مردم و توده‌هاست. عمربن‌عبدالعزیز حقوق مسئولان حکومتی را همواره افزایش می‌داد تا از این طریق جلوی اختلاس و رشوه و دزدی را بگیرد و مسئولان با مشغول‌شدن به شغل دوم، گرفتار کم‌کاری نشوند.
۶ـ ممنوعیت قبول هدیه برای دولتمردان؛ در آن زمان رایج بود که به دولتمردان و رجال سیاسی هدایای کلانی می‌آوردند؛ عمربن‌عبدالعزیز قبول این هدایا را برای دولتمردان ممنوع قرار داد. منقول است که روزی شخصی به ایشان هدیه‌ای آورد، اما ایشان از قبولش امتناع ورزید. شخص گفت: قبول هدیه «سنت» است. عمربن‌عبدالعزیز فرمود که برای دیگران «سنت»، اما برای ما (اصحاب حکومت) «رشوت» است.
۷ـ تسهیل روند دادخواهی؛ عمربن‌عبدالعزیز رسیدگی به شکایات مردمی را در اولویت کارهای حکومتی قرار داد و در روند دادخواهی تسهیل ایجاد کرد.
۸ـ تأمین آزادی‌ها؛ عمربن‌عبدالعزیز تمام آزادی‌های فکری، سیاسی، اقتصادی، آزادی بیان و… را برای مردم فراهم کرد و دستور داد که مردم حتی‌الامکان و در چارچوب مشخص از آزادی‌های لازم برخوردار باشند. به‌عنوان مثال یک بار در موسم حج در جمع مردم اعلام کرد که هر کسی بتواند ما را از ظلمی مطلع کند و یا به ما مشوره یا طرحی مهم برای اجرای عدالت و پیشرفت کارهای حکومتی بدهد بین صد تا سیصد دینار جایزه می‌گیرد. عمربن‌عبدالعزیز رحمه‌الله در آن زمان فضای بحث و گفتمان و مذاکرۀ خیرخواهانه را به‌وجود آورد. در چنین شرایط و فضایی‌ست که افراد با اطمینان‌خاطر و احساس مصونیت کامل می‌توانند مشکلات را مطرح و به حکومت پیشنهاد و راهکار بدهند.
۹ـ اعتدال در تمام زمینه‌ها؛ عمربن‌عبدالعزیز در تمام زمینه‌ها حتی در زمینۀ مجازات‌ها «اعتدال» برقرار کرد. در قوانین جزایی و بحث‌های حقوقی مقوله‌ای داریم که قانون در موارد شک به نفع متهم تفسیر می‌شود. حکام و قضات باید به‌جای تلاش برای مجازات و اعدام متهم، حتی‌الامکان دنبال یافتن عذر برای متهم باشند تا کیفر در حد کمتری انجام گیرد، مگر درخصوص حدود شرعی که حاکم و قاضی راه دیگری به‌جز اجرای حد شرعی ندارد، اما اینکه حاکم دنبال ایجاد رعب و وحشت در بین مردم باشد این صحیح نیست.

 نتیجۀ اقدامات و اصلاحات عمربن‌عبدالعزیز

عمربن‌عبدالعزیز رحمه‌الله و اخلاص و تقوا و زهد ایشان آن شد که ضمن گسترش عدالت، تورمی که جامعه را تهدید می‌کرد از بین رفت و رشد و توسعۀ اقتصادی جامعۀ آن روز را فراگرفت، به‌طوری‌که کارشناسان تاریخ بر این امر اتفاق‌نظر دارند که در زمان حکومت عمربن‌عبدالعزیز مردم به حدی از استغناء رسیده بودند که فردِ مستحق زکات در جامعه یافت نمی‌شد.
به نظر بنده مهمترین دلیل موفقیت عمربن‌عبدالعزیز رحمه‌الله این بود که او ابتدا اصلاح و تغییر را از خودش آغاز کرد و نیتش هم خیر بود. وقتی نیت یک حاکم، مدیرکل، معلم و پدر صحیح و درست باشد، زیردستان آنها نیز اصلاح می‌شوند. مؤرخین در مورد عمربن‌عبدالعزیز رحمه‌الله نکتۀ جالبی گفته‌اند که ایشان گرایش‌ها، علاقه‌مندی‌ها و صحنه‌ها و گزینه‌های رقابت را تغییر داد و عوض کرد. می‌گویند در دوران خلافت ولیدبن‌عبدالملک مردم در زمینۀ ساختمان‌سازی با هم رقابت داشتند، چون خود ولید علاقۀ خاصی به این کار داشت. در زمان سلیمان‌بن‌عبدالملک نیز چون خودِ حاکم گرایش و علاقۀ خاصی به سمت ازدواج و نکاح داشت، فضای جامعه نیز همان‌گونه بود، اما در دوران خلافت عمربن‌عبدالعزیز میدان‌های رقابت عوض شد و فضای فراگیری علم و دانش و انجام عبادات و کارهای خیر بر جامعه حاکم گردید، زیرا جوهر زندگی و اندیشۀ عمربن‌عبدالعزیز ایمان به الله تعالی و یقین به آخرت بود. روی نگین انگشترش که به‌عنوان مُهر هم استفاده می‌شد، نوشته بود: «عمربن‌عبدالعزیز یؤمن بالله».

 پایان عمر و خلافت کوتاه عمربن‌عبدالعزیز

عمربن‌عبدالعزیز رحمه‌الله که کمتر از چهل سال عمر کرد، در مدت دو سال و پنج ماه خلافتش چنان اصلاحات و تغییراتی آورد که از او به‌عنوان «معجزۀ اسلام» یاد می‌شود. الله تعالی به‌وسیلۀ عمربن‌عبدالعزیز به جهانیان نشان داد که بعد از عصر صحابه نیز چنین انسان‌هایی می‌آیند که حکومت آنان نمونۀ عدالت، سیاست درست، اقتصاد سالم و تأمین آزادی‌هاست. عمربن‌عبدالعزیز رحمه‌الله بهترین الگوی حکومتی و عدالتِ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بعد از خلفای راشدین است.
روزی یکی از صالحین به نام «مقاتل» نزد منصور؛ یکی از خلفای بعد از عمربن‌عبدالعزیز رفت. منصور از مقاتل درخواست نصیحت کرد؛ مقاتل گفت: از آنچه شنیده‌ام بگویم یا از آنچه دیده‌ام؟ گفت: از آنچه دیده‌ای. مقاتل گفت: عمربن‌عبدالعزیز روزی که از دنیا رحلت کرد یازده فرزند و هجده دینار از خود برجا گذاشت. با چهار دینار برایش قبری خریداری کردند و چهارده دینار دیگر بین فرزندانش تقسیم شد. من دوران خلافت هشام‌بن‌عبدالملک را هم دیده‌ام؛ وقتی هشام وفات کرد به هر کدام از فرزندانش یک میلیون دینار میراث رسید. مقاتل در ادامه گفت: اما من بعدها دیدم که الله تعالی در نتیجۀ تقوا و عدالت عمربن‌عبدالعزیز، به فرزندانش چنان مال و سرمایه عنایت کرد که هر کدام از آنها مبالغ زیادی را در راه الله صدقه می‌کردند، درحالی‌که یکی از فرزندان هشام را هم دیدم که به گدایی مشغول بود.
خلاصه اینکه جامعۀ معاصر به شدت نیاز به مطالعه و مذاکرۀ زندگانی و سیرت انسان‌های صالحی مانند عمربن‌عبدالعزیز دارد. هر کدام از ما باید در حیطۀ قلمرو خودش تلاش کند تا الله را راضی و عدالت را اجرا کند. الله تعالی به جهان اسلام حاکمانی متقی، عادل، سالم و صالح عنایت فرماید.

🎙درسگفتار مولانا مفتی محمدقاسم قاسمی / ۲۰ خرداد ۱۳۹۹
📝 پیاده‌سازی و تنظیم: عبدالرحیم مرجانی

منبع: کانال سنی آنلاین

The post بررسی کارنامۀ اقتصادی و سیاسی حضرت عمربن‌عبدالعزیز رحمه الله appeared first on سنت آنلاین.

]]>
http://www.sunnatonline.org/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%db%80-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b9%d9%85%d8%b1/feed/ 0
حقوق و جایگاه زن در دین مبین اسلام-تفسیر انوارالقرآن http://www.sunnatonline.org/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d9%88-%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%aa%d9%81%d8%b3%db%8c%d8%b1/ http://www.sunnatonline.org/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d9%88-%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%aa%d9%81%d8%b3%db%8c%d8%b1/#respond Tue, 23 Jun 2020 05:39:02 +0000 http://www.sunnatonline.org/?p=37237   (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا ۖ وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ ۚ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ۚ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا). «نساء-۱۹» ترجمه: (ای مومنان! برای شما حلال نیست که زنان را بر خلاف میلشان به ارث.....

The post حقوق و جایگاه زن در دین مبین اسلام-تفسیر انوارالقرآن appeared first on سنت آنلاین.

]]>
 

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا ۖ وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ ۚ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ۚ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا). «نساء-۱۹»

ترجمه:
(ای مومنان! برای شما حلال نیست که زنان را بر خلاف میلشان به ارث ببرید؛ آنان را تحت فشار قرار ندهید تا با این کار بخشی از آنچه را به آنها داده اید، پس بگیرید مگر اینکه آشکارا کار ناشایستی انجام دهند.و با آنان به نیکی رفتار کنید.و اگر از آنان خوشتان نیامد، بدانید که چه بسا چیزی را ناگوار می دانید، ولی الله در آن خیر فراوانی قرار داده است)

تفسیر و توضیح آیه:
زهری و ابومجلز می‌گویند: «رسم و عادت اهل جاهلیت بر این بود که چون مرد می‌مرد و از خود همسری بجا می‌گذاشت‌، پسر آن مرد از غیرآن زن‌، یا یکی دیگر از نزدیکان نسبی وی‌، جامه خویش را بر او می‌افگند و با این کار به آن زن از خود زن و از اولیایش ذی‌حق‌تر می‌شد». بخاری نیز در بیان سبب نزول آیه‌کریمه از ابن‌عباس «رضی الله عنه» روایت کرده است که فرمود: «رسم اهل جاهلیت بر این بود که چون مرد می‌مرد، اولیای متوفی به (تصاحب) زن وی سزاوارتر تلقی می‌شدند، پس اگر یکی از آنان می‌خواست‌، او را به نکاح می‌گرفت و اگرمی‌خواستند، او را به دیگری به زنی می‌دادند و اگر هم نمی‌خواستند، او را اصلابه نکاح نمی‌دادند، پس به‌هرحال؛ آنها به تصمیم گیری درباره وی ذی‌حق‌تر و سزاوارتر بودند». در روایتی‌دیگر از ابن‌عباس «رضی الله عنه» آمده‌است‌: «اگر آن زن زیبا می‌بود، یکی از بستگان نزدیک شوهر متوفایش او را به نکاح خویش می‌گرفت واگر زشت و نازیبا می‌بود، او را در بند خویش می‌داشت تا بمیرد و میراثش رابگیرد، یا اورا وامی داشت که خود را بازخرید کند و در قبال آزادی وی از اوفدیه‌ای می‌گرفت و رهایش می‌کرد». در روایت بخاری اضافه شده‌است‌: «همان بود که این آیه‌کریمه نازل شد». حاصل مطلب این که‌: آنها مهر را همچون ثمن وبهایی برای زن به‌حساب می‌آوردند.
آری‌! این کار را نکنید «تا بخشی از آنچه را به آنان داده‌اید، به‌دست آرید» ومهر را از آنان بازپس گرفته و از چنگشان به در برید «مگر آن که مرتکب زشتکاری‌آشکاری شوند» این استثنا مخصوص شوهر است نه نزدیکان وی‌ یعنی‌: فقط شوهر این امکان را دارد که با زن فسادپیشه خود روشی سخت‌گیرانه داشته باشد. ابوقلابه می‌گوید: «هرگاه زن شخص مرتکب زنا شد، پس باکی نیست که به او زیان رسانده و در معاشرت بر وی سخت بگیرد و او را زیر فشار و آزار بگذارد تاآن که از مهر خویش برای وی درگذرد. یعنی اینکه از وی فدیه بازستاند». جمعی گفته‌اند: مراد از (فاحشه‌: زشتکاری) در آیه کریمه‌، بدزبانی زن وناسازگاری وی با شوهر است‌. اما ابن‌جریر ترجیحا برآن است که کلمه (فاحشه) عام است و شامل زنا، ناسازگاری‌، بدزبانی و اعمالی از این دست همه می‌شود «و با زنان به وجه پسندیده زندگانی کنید» یعنی‌: به آن شیوه‌ای که در شریعت و درمیان خانواده زن‌، پسندیده شناخته شده؛ چون خوشرفتاری‌، انفاق بر آنان به طوردرست و دادن حق آنان در شب گذرانی‌. البته این معنی در کمربند همان اموری‌است که خدای ﻷ حلال گردانیده است بنابراین‌، خوشرفتاری با زنان به معنی آزاد گذاشتن آنان در ارتکاب محرمات نیست‌.
در حدیث شریف آمده است که رسول‌اکرم «صلی الله علیه وسلم» فرمودند: «خیرکم خیرکم لاهله وانا خیرکم لاهلی‌». «بهترین شما، بهترین شماست برای خانواده‌اش و من بهترین شما هستم برای خانواده‌ام». «و اگر آنان را» یعنی‌: زنانتان را «دوست ندارید» به‌سببی از اسباب‌، بی‌آن که مرتکب بدکاری‌، یا ناسازگاری شده باشند، پس باید صبر کنید و شکیبایی ورزید و در امر جداشدن از آنان شتاب نکنید «زیرا چه‌بسا چیزی را ناخوش بدارید و خداوند در آن خیر بسیاری نهاده باشد» از قبیل استمرار ومداومت صحبت و به دنیا آمدن فرزندان صالح و شایسته از آن زنی که دوستش‌ندارید. چنان‌که در حدیث شریف آمده است‌: «مرد مؤمن از زن مؤمنه نفرت نورزد زیرا اگر از نظر شکل و شمایل و رفتار، او را نمی‌پسندد، چه بسا از بعدی دیگر ازوی راضی گردد».

📚منبع: انوار القرآن/عبدالرئوف مخلص

The post حقوق و جایگاه زن در دین مبین اسلام-تفسیر انوارالقرآن appeared first on سنت آنلاین.

]]>
http://www.sunnatonline.org/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d9%88-%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%aa%d9%81%d8%b3%db%8c%d8%b1/feed/ 0
اعتلای فرهنگ بلوچ، در پرتو اسلام http://www.sunnatonline.org/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%84%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%a8%d9%84%d9%88%da%86%d8%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d8%aa%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/ http://www.sunnatonline.org/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%84%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%a8%d9%84%d9%88%da%86%d8%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d8%aa%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/#respond Tue, 23 Jun 2020 05:22:59 +0000 http://www.sunnatonline.org/?p=37232 بلوچ‌ها همانند بسیاری از اقوامِ اصیل و کهن، گستره‌ی زمانی‌ای به پهنای تاریخ دارند. گمانه‌زنی‌های زیادی در رابطه با منشأ این قوم وجود دارد، ولی بنابر تفاوت روایات تاریخی، نمی‌توان به نظر واحدی یقین نمود. واقعیتی که انکار ناپذیر است این‌که بلوچ‌ها در طول تاریخ، نقش برجسته‌ای در جهان نداشته‌اند، بلکه زندگی‌شان به صورت چادرنشینی.....

The post اعتلای فرهنگ بلوچ، در پرتو اسلام appeared first on سنت آنلاین.

]]>
بلوچ‌ها همانند بسیاری از اقوامِ اصیل و کهن، گستره‌ی زمانی‌ای به پهنای تاریخ دارند. گمانه‌زنی‌های زیادی در رابطه با منشأ این قوم وجود دارد، ولی بنابر تفاوت روایات تاریخی، نمی‌توان به نظر واحدی یقین نمود.
واقعیتی که انکار ناپذیر است این‌که بلوچ‌ها در طول تاریخ، نقش برجسته‌ای در جهان نداشته‌اند، بلکه زندگی‌شان به صورت چادرنشینی و کوچ کردن از ناحیه‌ای به ناحیه‌ی دیگر گذشته، اگر هم احیانا حکومتی داشته‌اند، بسیار محدود بوده است به گونه‌ای که نتوانسته‌اند در جغرافیای سیاسیِ جهان تغییری ایجاد کنند.
از این قاعده‌ی عمومی می‌توان یک فرد را استثنا کرد، ستاره‌ای که شایسته است بلوچ‌ها بدان بنازند و بر خود ببالند، سیاه‌سوار رئیس قوای نظامیِ یزدگرد است. فردی که در پیش‌بُرد فتوحات اسلامی در ایران، نقش بسزایی داشته است. مؤرخ کبیر، علامه ابن کثیر «رحمه الله» می‌نویسد: «یزدگرد از یک شهر به شهر دیگری کوچ می‌کرد تا این‌که وارد اصفهان شد. وی گروهی از نزدیک‌ترین یاران خود را برگزیده و سیاه [سوار] را فرمانده‌ آنان مقرر کرد. آن‌ها از دست سپاه اسلام به این سو و آن سو فرار می‌کردند تا این‌که مسلمانان شوشتر و استخر را فتح کردند.
سیاه [سوار] به یارانش گفت: “این‌ها (اشاره به صحابه‌ی کرام) بعد از بدبختی و ذلّتی که قبلاً داشتند، حالا اماکن پادشاهان قدیم را نیز تصرف کرده‌اند و با هر لشکری که روبه‌رو شوند آن‌را در هم می‌شکنند. قسم به خدا سرچشمه‌ی این امور از باطل نیست”
این گونه شد که اسلام و عظمت آن به قلب سیاه‌[سوار] راه یافت. یاران سیاه‌[سوار] به او گفتند: ما پیرو تو هستیم [اگر تو مسلمان شوی ما نیز به پیروی از شما مسلمان می‌شویم].
حضرت عمار بن یاسر «رضی الله عنه» آمد و آن‌ها را به اسلام دعوت داد. آن‌ها اسلام آورده و حضرت ابوموسی اشعری را اطلاع دادند. حضرت ابوموسی خبر اسلام آوردن ایشان را به حضرت عمر «رضی الله عنه» رساند. این گروه که اسلام آورده بود، ضربه‌ی محکمی به قوم خود [ایرانی‌ها] وارد کردند به گونه‌ای که یک‌ مرتبه در رکاب صحابه‌، قلعه‌ای از ایرانی‌ها را محاصره کردند. افرادِ داخل قلعه مقاومت کردند و حاضر به تسلیم نشدند. تا این‌که یکی از یارانِ سیاه[سوار] شب‌هنگام لباس‌هایش را خونین کرده و خود را کنار دروازه‌ی قلعه انداخت. نظامیانِ ایرانی و محافظان قلعه گمان کردند از همراهان ماست، لذا دروازه را گشودند تا او را به داخل قلعه منتقل نمایند، اما آن شخص فوراً حمله کرد و نگهبان قلعه را کشت و مسلمانان دیگر بدنبال او نیز حمله کردند و وارد قلعه شدند و این گونه قلعه فتح شد و تمام مجوسی‌هایی که در قلعه بودند به قتل رسیدند، علاوه بر این، کارهای عجیب و غریب دیگری نیز انجام دادند.»
جالب این‌جاست که علامه ابن اثیر در کتاب گرانسنگ «الکامل في التاریخ» نوشته است شخصی که لباس‌هایش را خونین کرد و سبب فتح قلعه شد، خودِ سیا‌‌ه‌سوار بوده است؛ چنان‌که می‌نویسد: «هنگامی که دروازه‌ی قلعه را گشودند تا او را به داخل قلعه منتقل کنند فوراً برخاست و بر نگهبانان حمله کرد و همه را فراری داد و به تنهایی قلعه را تصرف کرد.»
از دو منبع معتبرِ فوق، نکات ذیل ثابت می‌شوند:
الف: اسلام‌آوردنِ بلوچ‌ها به صدر اسلام بر می‌گردد؛
ب: طینت پاک‌شان همیشه آن‌ها را برای پذیرش حق و حقیقت آماده ساخته است؛
ج: سیاه‌سوار و سپاهیان تحت امرش، نقش بارزی در دربار و قشون نظامیِ پادشاه ساسانی داشته‌اند؛
د: آن‌ها بعد از پذیرش اسلام، نقش برجسته‌ای در فتح ایران داشته‌اند.

چیزی که سیاه‌سوار و امثال او را از میان این قومِ فقیر، گوشه‌نشین و دورافتاده، درخشان و پایدار نمود، اسلام بود. هنگامی که این قوم به آغوش اسلام درآمد، توانست مدارج عالی و پله‌های ترقی را طی کند.
اسلامی که قریش را در تمام دنیا درخشاند، همان اسلام سبب درخشش سیاه‌سوار، و در نتیجه قوم بلوچ شد.
از سیاه‌سوار اگر بگذریم، فاتحی که برای اسلام شمشیر زده باشد یا در سطح سیاست‌های کلان جهانی و یا فعالیت‌های مذهبی مطرح باشد، (طبق اطلاعات محدود نویسنده) در میان این قوم یافت نمی‌شود. این روالِ عزلت و بی‌خبری از جهان ادامه داشت تا این‌که کارنامه‌ی تجدیدیِ مردی قلندر از سرزمین هندوستان سبب خیزش این قوم شد. حجة الإسلام مولانا محمدقاسم نانوتوی«رحمه الله»، مرد مبارز و دوراندیشی که با تأسیس دارالعلوم دیوبند، روح تازه‌ای در ملت بی‌جانِ هندوستان و اطرافش دمید. با تأسیس این مهد علمی، بلوچ‌ها نیز از این سرچشمه‌ی زلال معنوی محروم نماندند، جمع کثیری از فرزندان بلوچ، به سوی دیوبند و شعبه‌های این مرکز علمی سرازیر شدند و توانستند حداقل در سطح علمی و مذهبی، اسم قوم بلوچ را زنده سازند.
امروز اگر بلوچی می‌خواهد بنازد باید به نام مولانا عبدالعزیز ملازاده، مولانا محمدعمر سربازی و مولانا احتشام الحق آسیابادی بنازد،
باید به مولانا سیدعبدالواحد گشتی و نعره‌های توحیدی‌اش بنازد؛ باید به علامه سیدمحمدیوسف حسین‌پور افتخار کند که بیش از نیم قرن، مدافع سنت پیامبر «صلی الله علیه وسلم» بوده است. باید به مولانا عبدالحمید زاهدانی ببالد که سطح فعالیت‌های گسترده‌ی مذهبی‌اش، ایران و کشورهای همجوار را فراگرفته است.
اما اگر بلوچ‌ها را منهای اسلام بسنجیم، نتیجه‌ای جز درّندگی، غارت، برده‌شدن برای ثروت‌مندان، برده گرفتن از فقیران و… عاید نمی‌شود.
اگر بلوچ‌ها بیش‌ازپیش به سوی اسلام برگردند می‌توانند در ساختار نظامی، اجتماعی، مذهبی و سیاسیِ جهان بدرخشند و به حد اعلای رشد فرهنگی دست یابند.

نویسنده: عبدالعظیم درک‌زهی

The post اعتلای فرهنگ بلوچ، در پرتو اسلام appeared first on سنت آنلاین.

]]>
http://www.sunnatonline.org/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%84%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%a8%d9%84%d9%88%da%86%d8%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d8%aa%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/feed/ 0
توهین به پیامبر صلی الله علیه وسلم و پیامدهای آن http://www.sunnatonline.org/%d8%aa%d9%88%d9%87%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%b5%d9%84%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d9%88%d8%b3%d9%84%d9%85-%d9%88-%d9%be%db%8c%d8%a7/ http://www.sunnatonline.org/%d8%aa%d9%88%d9%87%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%b5%d9%84%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d9%88%d8%b3%d9%84%d9%85-%d9%88-%d9%be%db%8c%d8%a7/#respond Mon, 22 Jun 2020 06:04:51 +0000 http://www.sunnatonline.org/?p=37224 بدون تردید رسول مکرم اسلام صلی الله عليه وسلم، گل سرسبد بشریت و مظهر عنایات خاص خداوندی بر جهانیان بودند. ایشان با بعثت خود انسانیت قرن ششم میلادی را که در ورطه هلاکت و سقوط بسر می برد نجات داده و جامعه ای را که می رفت تا با پیروی از خواهشات نفسانی و گام.....

The post توهین به پیامبر صلی الله علیه وسلم و پیامدهای آن appeared first on سنت آنلاین.

]]>
بدون تردید رسول مکرم اسلام صلی الله عليه وسلم، گل سرسبد بشریت و مظهر عنایات خاص خداوندی بر جهانیان بودند.

ایشان با بعثت خود انسانیت قرن ششم میلادی را که در ورطه هلاکت و سقوط بسر می برد نجات داده و جامعه ای را که می رفت تا با پیروی از خواهشات نفسانی و گام نهادن در مسیرهای شیطانی و خواسته های شهوانی از مسیر انسانیت منحرف شده و زندگی حیوانی را پیش گیرد و هلاک شود را به شاهراه سعادت و خوشبختی هدایت نمود.

آری! نبی اکرم صلی الله عليه وسلم، به مردان احسان نموده و به آنها مردانگی و جوان مردی را آموختند. ایشان بودند که حقوق زنان را بیان نموده و فرمودند: که بهشت زیر پای مادران است، ایشان بودند که به درماندگان و ضعیفان احسان نموده از آنان پشتیبانی کردند و به شدت از هرگونه ظلم و ستم در حق آنها منع نمودند. ایشان بودند که به فرمانروایان و قدرتمندان احسان نموده و وظایف هر یکی را بیان نمودند، و هم آن جناب بودند که کارگران را در سایه لطف و رحمت خود جای داده و فرمودند که مزد کارگر را قبل از آنکه عرقش خشک شود بپردازید.

گذشته از انسان ها، رسول مکرم اسلام، صلى الله عليه وسلم، نسبت به حیوانات هم از خود ترحم نشان دادند و فرمودند که تامین خوراک و استراحت برای هر موجودی که دارای حیات و احساس است، صدقه به شمار می رود.

حقا که ایشان انسانیت را باری دیگر احیا نمودند و روح جدیدی در کالبد آن دمیدند. اما متأسفانه با وجود این همه بخشش و احسانی که نبی اکرم صلی الله عليه وسلم، بر نوع بشر ارزانی داشتند، باز هم انسان های کوردل و خفاش صفتی نه تنها خود را مدیون احسانات ایشان نمی دانند، بلکه با الهام از ابلیس لعین به ساحت پاک و مقدس نبی رحمت اهانت نموده و ایشان را اذیت و آزار می رسانند و بدین طریق مستحق لعنت قرار می گیرند.

یقینا این انسانهای نادان و بی خرد از مرز انسانیت خارج شده اند و فقط نمای انسان را یدک کشیده و همانند سگهایی می مانند که به سوی ماه شب چهارده پارس می کنند.

گویا آنها فراموش کرده اند که این ذات پاک نبی اکرم صلی الله عليه وسلم، بود که با بعثت خود به آنها زیبایی ها و کمالات اخلاقی را آموخت و آنها را از لجن زار بدی ها و رذایل نجات بخشید.

بدون شک، توهین و زبان درازی به ساحت مقدس نبی اکرم صلی الله عليه وسلم، حاکی از حقد و کینه کفار نسبت به اسلام و مقدسات آن و ترس و واهمه آنها نسبت به افزایش روز افزون گرایش به دین مبین اسلام بوده و مهم ترین هدف شومشان این است که می خواهند با چنین نیرنگ هایی جهانیان و افراد کم اطلاع و ساده دل را نسبت به اسلام و خاتم پیامبران بدگمان کنند.

اما نکته ای که آشکار و بدیهی است این است که توهین کنندگان باید بدانند که توهین و کج دهنی نسبت به اسوۂ صداقت و امانت داری، ذره ای از جایگاه و منزلت والای ایشان نکاسته و به هیچ وجه سیمای نازنین آن منجی عالم بشریت را تیره و تار نخواهد کرد، بلکه باعث بیداری بیش از حد مسلمانان و پیروان آن جناب خواهد گشت.

آری! ماه فشاند نور و سگ عوعو کند

هر کسی بر طینت خود می کند

اما باید دانست که توهین و افترا به مقدسات و بزرگان، امر جدیدی نیست که دشمن تازه به آن روی آورده باشد، بلکه این خصلت زشت و نافرجام همواره سلاح مخربی بوده است که انسان های دون همت و بی منطق و گروه های منحرف و گمراه، آن را دستاویز خود قرار داده و به آن متوسل شده و می شوند.

هم چنین این توهین ها و اهانت های مکرر به ساحت نبی اکرم صلی الله عليه وسلم، تلنگری است برای آن دسته از مسلمانانی که تاکنون در خواب غفلت فرو رفته و نسبت به دستورات قرآن و سنت های آن حضرت صلی الله عليه وسلم، بی توجه بوده اند.

توهین و هتک حرمت، عادت دیرینه دشمن

همان گونه که اشاره شد، توهین و افترا به بزرگان و مقدسات، مخصوصا پیامبران الهی، عادت دیرینه دشمنان حق و اهل باطل بوده است. تاریخ و سیرت گواه هستند که فتنه گری، دروغ پردازی و اهانت در حق پیامبران، بالأخص رسول اکرم صلی الله عليه وسلم، اتفاق جدیدی نیست. از این رو خداوند متعال صحنه اهانت و هتاکی نسبت به پیامبران خود را که محبوب ترین افراد نزد او هستند را به تصویر می کشد و می فرماید: «يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ»، [یس۳۰]

افسوس بر بندگان! هیچ پیامبری به سوی ایشان نمی آید، مگر این که او را مسخره می کنند و به باد استهزا می گیرند.

آری! از همان ابتدای شروع دعوت و رسالت پیامبران الهی، دشمنان و معاندین کوردل به شیوه های مختلف دست به اذیت و آزار آنان زده و دهان های پلیدشان را نسبت به توهین و حرمت شکنی آنها گشودند؛ گاهی با ساحر و کاهن و جادو گر خواندن و گاهی هم با اتهام جاه طلبی و ریاست خواهی و فساد در زمین، آنها را استهزا و نسبت به آنان هتاکی و بی حرمتی نمودند.

اما در هر مرحله خداوند متعال با حمایت از این بندگان خاص خود، جواب کوبنده و دندان شکنی به گستاخان و هتاکان ساحات پاک و مقدس آن ابر مردان تاریخ داده و آنها را به صبر و شکیبایی دعوت نمود.

چانچه خداوند متعال می فرماید: «كَذَٰلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ»، [ذاریات: ۵۲] هم چنان که تو را ای رسول خدا تکذیب کردند، هیچ رسولی بر امت های پیشین نیامد جز آنکه او را تکذیب کردند و گفتند او ساحر و دیوانه است. (پس همان گونه که آنها صبر و تحمل نمودند، شما نیز صبر و بردباری نمایید.)

اهداف و اسباب توهین به پیامبر اکرم صلی الله عليه وسلم

باید دانست که دشمنان از هتاکی و توهین به سرور دوعالم اهداف و مقاصدی را دنبال می کنند که بسیار عمیق و نویدبخش برای آنها می باشد. همچنین توهین به رسول مکرم اسلام، صلى الله عليه وسلم، اسباب و عللی دارد که کار با متکی شدن بر آنها زبان تهمت و توهین به آن بزرگوار را می گشایند.

در ابتدا به ذكر اسباب و دلایل توهین به نبی اکرم صلی الله عليه وسلم، می پردازیم تا علت این پدیده شوم که در هر برهه از زمان تکرار می شود، هویدا و واضح گردد.

از اسبابی که موجب توهین به نبی اکرم صلی الله عليه وسلم، می شود می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

١- عدم آشنایی بسیاری از غربی ها با اسلام و رسول الله، صلى الله عليه وسلم؛

متاسفانه بسیاری از غربی ها حتی دانشمندان از رسول الله، صلى الله عليه وسلم، اطلاعات خاصی ندارند، اگر چنانچه معلومات جزئی هم داشته باشند، همه نوشته های مستشرقینی هست که اذهان را مشوش می کند.

۲- اعتقاد به این که دین مبین اسلام متضاد با پیشرفت و ترقی می باشد؛

بسیاری از غربی ها و غرب زدگان، دین مبین اسلام را مساوی با عقب ماندگی دانسته و بستر پیشرفت صنعت و تکنولوژی را در آن برچیده می پندارند؛ از این رو به مقدسات دین مبین اسلام و ذات نبی اکرم صلی الله عليه وسلم، توهین می کنند.

٣- سوء استفاده از عقاید مسلمانان؛

زیرا مسلمانان اعتقادشان بر این است که نباید به هیچ پیامبری از پیامبران الهی توهین شود؛ بلکه عقیده مسلمانان است که: «لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِ»، [بقره: ۲۸۵]؛ ما همه پیامبران الهی را قبول داریم و در میان هیچ کدام فرقی قایل نیستیم، از این رو کفار و غربی ها با مطمئن شدن از عدم توهین مسلمانان به مقدسات آنان، لب به توهین به مقدسات اسلام بالأخص پیامبر بزرگ آن می گشایند.

۴ – در دست داشتن بسیاری از رسانه ها؛

۵- ادعای دروغین آزادی بیان و یک جانبه بودن آن؛

بدون تردید، مهم ترین عامل توهین به مقدسات اسلام به ویژه رسول الله، صلى الله عليه وسلم، ادعای درغين آزادی بیان» می باشد، به گونه ای که اگر فردی از مسلمانان سطحی ترین بحثی در مورد یهودیت و نصرانیت و یا عقاید و یا تعداد آنها بکند، می گویند که این شخص تروریست و مخالف پیشرفت و ترقی است، اما اگر شخصی از اهل غرب به مقدس ترین مقدسات اسلام توهین بکند، می گویند که این در چهارچوب آزادی بیان است و آزادی بیان قانونی است.

“براین عقل و دانش بباید گریست”

۶- حسادت نسبت به نبی اکرم صلی الله عليه وسلم، از همان اوان بعثت ایشان.

آری! این همان دلیلی است که کفار و یهود و نصارا هنگام بعثت رسول الله، صلى الله عليه وسلم، به ایشان ایمان نیاوردند و برای مخالفت با ایشان به پا خواستند.

خداوند متعال، در اشاره به این مطلب می فرماید: «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ۖ»، [نساء:۵۴]؛ آیا آنها (یهودیان) حسادت می کنند با مردمان (مسلمانان) به خاطر آنچه از روی فضل خود به آنان داده است؟

علامه ابن کثیر دمشقی (۷۷۶ ه.ق)، در تفسیر این آیه می فرماید: بنی اسرائیل به علت این که پیامبر از اعراب است و از بنی اسرائیل نیست، به رسول الله، صلى الله عليه وسلم، حسد نمودند و به ایشان ایمان نیاوردند.

اسباب و مواردی که ذکر شد متعلق به غرب و اهل آن بود، اما پاره ای از اسباب هستند که به خود مسلمانان بر می گردد، و متاسفانه این نمونه اسباب شاید بیشتر باعث شده باشد که کفار به رسول الله صلی الله عليه وسلم، توهین و اهانت کند.

از این اساب به موارد ذیل می توان اشاره نمود:

۱- نا آشنایی بسیاری از مسلمانان با سیرت و سنت های نبی اکرم صلی الله عليه وسلم؛

۲- عدم بزرگداشت و تکریم نبی، صلى الله عليه وسلم؛

٣- ضعف رابطه روحانی با نبی اکرم صلی الله عليه وسلم؛

آری! این همان مطلبی است که علامه اقبال لاهوری به آن اشاره نموده است آن گاه که فرمودند:

شبی پیش خدا بگریستم زار

مسلمانان چرا خوارند و زارند؟

ندا آمد نمی دانی که این قوم

دلی دارند و محبوبی ندارند

۵- کوتاهی بسیاری از مسلمانان در رساندن دین مبین اسلام و سیرت پیامبر اکرم صلی الله عليه وسلم، به امت های دیگر؛

۶- کوتاهی علما و دانشمندان اسلامی که با زبان های زنده دنیا آشنا هستند، نسبت به ترجمه کتب سیرت به زبان های مختلف؛

۷- عدم پایبندی به سنت های نبی صلی الله عليه وسلم، بالأخص مسلمانانی که در غرب زندگی می کنند؛

۸ خالی گذاشتن میدان دعوت و تبلیغ برای مخالفین.

مواردی که ذکر شد، مشتی خروار از نمونه هستند که باعث شده اند، کفار جرأت توهین و اهانت گری به رسول الله، صلى الله عليه وسلم، را بیابند.

اهداف توهين به نبی اکرم صلی الله عليه وسلم

همان گونه که ذکر شد، توهین کنندگان به نبی اکرم صلی الله عليه وسلم، مقاصد و اهداف بسیار بزرگ و وسیعی را از این کار شوم شان دنبال می کنند که از مهم ترین آنها به موارد ذیل می توان اشاره نمود:

١- آزمایش و تست نمودن احساسات امت اسلامی؛

کفار و غربی ها برنامه های بسیار زیادی را در جهان اسلام آزموده اند و از خیلی وقت است که علیه اسلام و مسلمانان تلاش می کنند؛ لذا آنها بعد از این که برخی از نتایج فعالیت های خویش را در کشورهای اسلامی مشاهده می کنند، گمان می کنند که دیگر همه چیز به نفع آنها تغییر یافته و امت اسلامی استحاله شده است. از این رو گاهی درصدد بر می آیند تا به عنوان نتیجه گیری نهایی، احساسات امت اسلامی را تست نمایند و حساسیت شان را نسبت به دین مبین اسلام، شعایر اسلامی، قرآن مجید، و پیامبر اکرم، صلی الله عليه وسلم، مورد آزمایش قرار دهند، سپس بر اساس آن قدمهای بعدی را بگذارند.

برای این منظور گاهی قرآن مجید، گاهی کعبه و گاهی همسران گرامی پیامبر اکرم صلی الله عليه وسلم، و گاهی هم شخص پیامبر را نشانه می گیرند.

۲- بدگمان نمودن جهانیان و مسلمانان کم اطلاع، نسبت به اسلام و پیامبر اکرم صلی الله عليه وسلم؛

٣- قراردادن انبیا در ردیف رهبران نهضت های سیاسی و دینی؛

یعنی: می خواهند از پیامبر اکرم صلی الله عليه وسلم، چهره ای شهر گشا و کشورگشا ترسیم کنند که برای فتح جهان به شمشیر متوسل شده است و همچون دیگر رهبرهای سیاسی، سربازان و یاران خود را جهت قتل و غارت گری بسیج نموده است.

۴- سبک شمردن علما و اندیشمندان اسلامی؛

آری! هنگامی که رهبر یک حرکت، متهم به قتل و غارت گری و ظلم و استبداد شود، پیروان او که از او سرمشق می گیرند نیز همانند او خواهند بود.

۵- احیای سنت های فرسوده عهد کهن؛

۶- به بی راهه کشاندن انقلاب های اسلامی و مشوش نمودن اذهان عمومی نسبت به آنها؛

آری! در شرایط کنونی که ابرقدرت ها بیم انزوا و تمام شدن تاریخ مصرفشان را حتمی می دانند و مکاتب غیر دین و لاییک به ناکامی و شکست خویش اذعان دارند و از آن طرف، بیداری اسلامی و اسلام خواهی از رشد قابل ملاحظه ای برخوردار گردیده است، جز تحریف اسلام و روا داشتن تهمت های نادرست بر پیکره دین و ترسیم چهره ای خشن و افراطی از رسول خدا صلی الله عليه وسلم، و مسلمانان چاره ای ندارند.

حكم توهین و دشنام گویی به پیامبر اکرم صلی الله عليه وسلم

فقها و اندیشمندان اسلامی بر جواز قتل کسی که به رسول خدا صلی الله عليه وسلم، اهانت نماید اتفاق نظر دارند. اگر آن فرد مسلمان باشد، مباح الدم و اگر ذمی باشد، عهد شکن محسوب می شود. مسلمان از آنجایی که ایمانش بدون محبت رسول خدا صلی الله عليه وسلم، کامل نیست و محبت رسول خدا شرط وجود ایمان اوست، تحمل چنین حرکت نادرستی برایش طاقت فرسا و سخت می باشد.

شيخ الإسلام «احمدبن عبدالحليم» معروف به «ابن تیمیه» (۹۹۱-۷۶۸ ه.ق)، در کتاب «الصارم المسلول على شاتم الرسول» می فرماید: کسی که به پیامبر دشنام گوید، باید کشته شود و هرکسی به صحابه پیامبر دشنام دهد، باید شلاق زده شود.

زیرا چگونه ممکن است که شخصی بر فردی تهمت روا بندد که نامش در قسمت دوم اقرار به اسلام همجوار نام خداوند آمده است.

در شهادت گفته نام مصطفی با نام خویش

علت غایی آدم آشکارا ساخته

در شهادت کرده حق نامش ردیف نام خویش

پس به ذکر آن، جدا مومن زترسا ساخته

وظایف مسلمانان در قبال توهين به نبی اکرم صلی الله عليه وسلم

بعد از این که به اسباب و أهداف توهين به نبی اکرم صلی الله عليه وسلم، پی بردیم حال به ذكر مواردی که وظیفه مسلمانان در قبال توهین به آن جناب می باشد می پردازیم.

آن چه جهت دفاع از رسول اکرم صلی الله عليه وسلم، باید مورد توجه قرار گیرد، شیوه دفاع و برنامه ریزی دقیق و گسترده برای آن است و این که مسلمان وظیفه دارد در زندگی فردی و اجتماعی خویش، حیات طيبه رسول خدا صلی الله عليه وسلم، و تمسک به سنت های ایشان و فهمیدن زوایا و ابعاد مختلف زندگی رسول گرامی را مدنظر قرار دهد.

ذیلا به برخی از وظایف مسلمانان در قبال توهین به رسول مکرم اسلامی صلى الله عليه وسلم، در سطوح مختلف اشاره می نماییم.

در سطح زندگی فردی

۱- استحضار محبت رسول خدا با توجه به کرم، اخلاق، صفات جلیله و منت و احسان سرور دو عالم بر انسانیت؛

۲- استحضار ثواب و اجر زیاد برای کسی که با رسول خدا محبت دارد و این که بنابر فرموده پیامبر گرامی همراهی و مصاحبت ایشان در جنت نصیبش می شود. «أنت مع من أحببت»؛ تو در قیامت با کسی هستی که او را دوست داری؛

٣- التزام به دستور الهی جهت رعایت ادب و احترام رسول خدا و سنت های آن بزرگوار؛

۴- نسبت دادن خیر دنیا و آخرت به رسول خدا که منبع هدایت و اصلاح انسانیت می باشد؛

۵- اجتناب از هر گونه استهزا و تحقير سنن و عادات رسول اکرم؛

۶۔ محبت با اهل بیت و یاران رسول خدا که بیان گر محبت با رسول خدا است و اجتناب از هرگونه بی احترامی و اهانت به اهل بیت و یاران آن بزرگوار، که نوعی بی احترامی می باشد.

در سطح خانواده و زندگی اجتماعی

١- تربیت فرزندان بر اساس محبت رسول خدا و غرس عشق و محبت آن بزرگوار در اعماق قلوب نونهالان؛

۲- فراهم نمودن کتاب های سیرت، خطابه های صوتی در این باب تا همواره در دسترس فرزندان باشد؛

۳- اختصاص درس هایی از سیرت در خانه و مسجد و ملزم نمودن خانواده به شرکت در این جلسات و طرح سوال و جواب آموزنده و کمکی، جهت حفظ وقایع سیرت؛

۴- تشویق فرزندان برای حفظ اذکار نبوی و دعاهای مأثوره و تاکید بر حفظ احادیث نبوی؛

۵- الگو قراردادن رسول خدا در زندگی زناشویی؛

در سطح مدارس و مراکز آموزشی

۱- غرس محبت رسول خدا در قلوب طلاب و دانش آموزان سطوح مختلف؛

۲- برگزاری جلسات و محافل، در خصوص تبیین و توضیح زوایای مختلف زندگی پیامبر؛

٣- افزودن و تدريس مادۂ سیرت در سطوح مختلف آموزشی توسط اساتید ماهر و متخصص؛

۴- اختصاص فایل ها و کمدهای مخصوص کتاب های سیرت و تشویق دانش آموزان جهت استفاده از آنها.

در سطح ائمه و دعوت گران

١- بيان صفات اخلاقی، خلقی و شمایل رسول خدا به صورت موضوعی و تحقیقی؛

۲- بیان فضایل یاران، اهل بیت و خصایص امت محمدی و تبیین جایگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم، تربیت یاران و شاگردانش که حاملان دین رسالت رسول الله در جهان بودند؛

۳- بیان شوه زندگی روزانه رسول الله صلی الله علیه وسلم

و تعامل وی با همسران و خانواده ی خویش؛

۴- تشویق مردم برای مطالعه ی سیرت رسول الله از مصادیر و و منابع معتبر؛

۵- رد شبهات و اشکالات دشمنان اسلام در خصوص شخصیت پیامبر اکرم؛

۶- برگزاری مسابقات علمی و پژوهشی در باب سیرت و توزیع جوایز بین برندگان انجام برنامه های فوق در سطوح مختلف توسط اهل علم و قلم، مدیران مدارس و آموزشگاه ها ائمه و خطيبان مساجد و اولیا و مربیان قطعة اثرات عمیقی در جامعه ی اسلامی بر جای خواهد گذاشت و نسیم محبت و عطر دل انگیز نبوی در کالبد غفلت زده ی مسلمانان جان و روح تازه ای خواهد دمید و کوچه و برزن، مسجد و مدرسه و هر محفل و انجمنی را با نام مصطفی صلی الله علیه وسلم، عطر آگین و سنتش زینت بخش زندگی ها قرار خواهد گرفت.

پیامدهای توهین به پیامبر

معاندان و فتنه گران این را بدانند که توهین آنها به لطف خداوند نتیجه ی معکوس داشته است (عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد) و گزارش های جدید از آن حکایت دارد که بعد از این توهین ها و کینه توزی ها، صدها نفر از غیر مسلمانان در اروپا و غرب به آشنایی با اسلام و شخصیت پیامبر اسلام روی آورده اند و چنین حرکات بی شرمانه و غیر انشانی ثابت می کند که اروپا و غرب دچار تضاد و از بسیاری از ارزش های انسانی و اخلاقی عاری و تهی مانده اند.

از طرف دیگر شعار جهانی شدن را بلند می کنند و برای این هدف دست نیاز به سوی کشور های اسلامی دراز می کنند و از طرف دیگر به چنین حرکات مزبوحانه و گستاخانه ای دست می زنند.

از یک سو از احترام به آزادی بیان دم می زنند و از سوی دیگر خودشان به بهانه انکار هولوکاست افرادی را به میز محاکمه می کشانند!

آخر این کدام منطق و اخلاق است که در بین آزادی بیان و آزاد گذاشتن اهانت، هیچ فرقی قائل نیستند؟!

بدون شک هدف فتنه گران از چنین اهانت های به پیامبر غیر از این نیست که می خواهند با این شیوه جهانیان و تا فراد کم اطلاع و ساده دل را نسبت به دین اسلام و خاتم پیامبران بد گمان کنند که إن شاء الله این گونه نخواهد شد، بلکه با این حرکت های ناشایست و اعمال ننگین خود، خون مسلمانان را به جوش آورده و عشقشان به خدا و محمد غزنده تر و پویا تر خواهد شد.

زیرا:

عشق چو شد بحر را مانند ریگ

عشق ساید کوه را مانند ریگ

عشق بشکافد فلک را صد شکاف

عشق لرزاند زمین را از گزاف

در پایان باید دانست که توهین به رسول الله چند پیام به همراه دارد:

الف: اینکه جهان و جهانیان تا هنوز دین اسلام، و خاتم پیامبران و قرآن را به خوبی نشناخته اند، لذا بر سران کشور های اسلامی و علماء و اندیشمندان مسلمان و تشکل ها و موسسات اسلامی چه در جهان اسلام و چه در غرب لازم است که با برنامه ریزی منظم و گسترده به سرمایه گذاری مادی و معنوی در این خصوص به بپردازد.

ب: اعتراض و ابراز خشم توده های مسلمان از اقشار مختلف مردم نشان گر ایمان درونی و احساس مسئولیت آنها در قبال اسلام و خاتم پیامبران است، لذا ضرورت دارد تا از این فرصت استفاده بهینه شده و این شور و احساسات با یک برنامه ریزی منظم و درست به سوی یک عمل متواصل و دایم برای اسلام شناسی و سیرت شناسی خاتم پیامبران و دیگر انبیاء عليهم السلام، سوق داده شود.

د: توده ها با منطق و واقع گرایی قانع شوند که الگو قرار دادن سیرت و فرمایشات گهربار پیامبر اسلام و دیگر پیامبران در تمام ابعاد زندگی و با خلوص بر آنها عمل کردن، بهترین راه برای خنثی نمودن برنامه های غرب و بزرگ ترین و بهترین عامل برای خشنودی خدا و رسول خدا صلی الله عليه وسلم است./سنت آنلاین

نویسنده: حسین پیردادی طلبه عین العلوم گشت

 

منابع و مراجع:

١- به سوی مدینه،علامه ابوالحسن ندوی؛ مترجمان، مفتی محمد قاسم قاسمی، و مولوی عبدالقادر دهقان، ص:۱۲۹-۱۳۱.

۲- توهین به پیامبر اکرم واکنش کینه توزانه به گسترش اسلام در غرب، عبدالرحيم مرجانی،آوای هجرت، شماره: ۳۶، حاصل تحرير طلاب مهاجر افغان دارالعلوم زاهدان، ص:۲-۳.

٣- واجب الأمة نحو النبي الرحمة، العزامی، خلیل بن ابراهيم، ص: ۱۱-۱۶؛ دارالقبلة للثقافة الإسلامية؛ با تصرف.

۴ -، مختصر تفسیر ابن کثیر، محمد علی صابونی، ، ج:۱، ص: ۴۱۶، دار إحياء التراث العربي.

۵- واجب الأمة نحو النبي الرحمة، ص:۱۳۷.

۶- آبروی ما زنام مصطفاست؛ مفتی محمد قاسم قاسمی،؛ ندای اسلام، شمارہ:۲۵.

۷- نبی رحمت منجی بشریت، ندای اسلام، عبدالحكيم عثمانی؛ ، شمارة:۳۳۳۲، ص:۷.

۸- الصارم المسلول علی شاتم الرسول، ابن تيمية، احمدبن عبدالحليم، ص:۱۱؛ دارالرساله.

۹- دیوان، نیشابوری نظیری؛ ص: ۶۸۶

۱۰- نبی رحمت منجی بشریت، ص:۸

The post توهین به پیامبر صلی الله علیه وسلم و پیامدهای آن appeared first on سنت آنلاین.

]]>
http://www.sunnatonline.org/%d8%aa%d9%88%d9%87%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%b5%d9%84%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d9%88%d8%b3%d9%84%d9%85-%d9%88-%d9%be%db%8c%d8%a7/feed/ 0
رزق و روزي بر عهدهٴ خداست http://www.sunnatonline.org/%d8%b1%d8%b2%d9%82-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%8a-%d8%a8%d8%b1-%d8%b9%d9%87%d8%af%d9%87%d9%b4-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa/ http://www.sunnatonline.org/%d8%b1%d8%b2%d9%82-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%8a-%d8%a8%d8%b1-%d8%b9%d9%87%d8%af%d9%87%d9%b4-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#respond Tue, 16 Jun 2020 05:58:57 +0000 http://www.sunnatonline.org/?p=37207 ﴿وَمَا مِنْ دابَّهٍ فِي الأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللهِ رِزْقُهَا﴾ [سوره هود: ۶] و هيچ جنبنده‌اي در زمين نيست مگر اينکه روزي او بر خداست. در اين آيه، يک احسان بزرگ بر انسان ذکر گرديد و آن اين‌که نه تنها خداوند مسئوليت روزي انسان‌ها را به ‌عهده گرفته، بلکه روزي همهٴ جانداران و جنبندگان را نيز.....

The post رزق و روزي بر عهدهٴ خداست appeared first on سنت آنلاین.

]]>
﴿وَمَا مِنْ دابَّهٍ فِي الأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللهِ رِزْقُهَا﴾ [سوره هود: ۶]

و هيچ جنبنده‌اي در زمين نيست مگر اينکه روزي او بر خداست.

در اين آيه، يک احسان بزرگ بر انسان ذکر گرديد و آن اين‌که نه تنها خداوند مسئوليت روزي انسان‌ها را به ‌عهده گرفته، بلکه روزي همهٴ جانداران و جنبندگان را نيز بر عهده گرفته است… لفظ ”مِنْ“ بيانگر عموميت است؛ يعني عموم درندگان، خزندگان، پرندگان، حشرات و هر حيوان دريا و خشکي را شامل مي‌شود. به هر حيواني که بر روي زمين راه برود، ”دابّه“ گفته مي‌شود. حيوانات پرنده نيز در اين لفظ داخل‌اند؛ زيرا آشيانهٴ آن‌ها هم بر روي زمين ساخته مي‌شود و حيوانات دريا هم با زمين ارتباط دارند.

مسئوليت رزق همه اين حيوانات را حق تعالى به عهده گرفته و آن را با چنين الفاظي بيان فرموده که فريضه بودن از آن الفاظ مشهود است: ﴿عَلَى اللهِ رِزْقُهَا﴾؛ يعني رزق آن‌ها به عهدهٴ الله است. بديهي است که هيچ نيرويي نيست که اين مسئوليت را به عهدهٴ خدا بيندازد، بلکه الله ذوالجلال به فضل خويش چنين وعده فرموده است؛ وعده‌اي که از جانب ذات صادق و کريم به موجودات عالم به ويژه به انسان‌ها اعلام شده است که در آن امکان خلاف وعده وجود ندارد و براي اظهار و تأکيد اين امر، لفظ ”عَلىٰ“ آمده است که براي بيان فرائض به کار مي‌رود. در صورتي که نه خداوند پاي‌بند حکم است و نه چيزي بر ذمهٴ او واجب و فرض است.

”رزق“ در لغت به آن چيزي گفته مي‌شود که حيوان از آن تغذيه شود و به وسيله آن بقاي روح و پرورش جسم؛ يعني رشد و تکامل را به دنبال داشته باشد. براي رزق لازم نيست که هر کسي آن را استفاده مي‌کند، مالکش باشد؛ زيرا به همه حيوانات روزي داده مي‌شود امّا مالک آن‌ها نيستند؛ بلکه در آن‌ها صلاحيت مالکيت نيست و هم‌چنين کودکان خردسال مالک روزي خويش نيستند، امّا روزي‌ به آنان مي‌رسد. با در نظر گرفتن اين معني عموم روزي، علما فرموده‌اند: روزي هم مي‌تواند حلال باشد و هم حرام؛ زيرا کسي که مال ديگري را به صورت نامشروع برداشته بخورد، اين مال غذاي او قرار گرفت امّا به صورت حرام و اگر او در حرص خود کور نمي‌شد و به طريق نامشروع آن را استعمال نمي‌کرد؛ روزي‌اي که براي او مقدّر بود به طريق جايز به او مي‌رسيد.

سؤال و جواب نسبت به اينکه روزي بر عهدهٴ خداست

در اين‌جا يک سؤال پيش مي‌آيد که روزي هر حيوان را خداوند به عهده گرفته است، پس چرا چنان حوادثي اتّفاق مي‌افتد که بعضي حيوانات به سبب گرسنگي يا تشنگي مي‌ميرند؟ در پاسخ به آن علما اقوال مختلفي نوشته‌اند:

يک پاسخ آن اين است که مسئوليت روزي‌رساني تا وقتي است که اجل مقّدر؛ يعني عمر او تمام نشده باشد. هرگاه عمر او تمام بشود، قهراً بايد بميرد و از اين جهان بگذرد و عموماً اسباب آن امراض‌اند. گاهي سوختن يا غرق شدن يا زخمي و مجروح شدن هم سبب قرار مي‌گيرد. هم چنين اين هم مي‌تواند سبب باشد که روزي او خاتمه مي‌يابد و به سبب آن مرگ واقع مي‌شود.

امام قرطبي در حاشيهٴ اين آيه، واقعه‌اي از ابوموسى و ابومالک و… از قبيلهٴ ”اشعريين“ نگاشته که ايشان هجرت کرده وارد مدينه شدند، توشه و آذوقهٴ آن‌ها پايان يافته بود. يکي از افراد خود را بدين خاطر پيش آن‌حضرت صلى الله عليه وسلم فرستاد که براي ايشان غذايي تدارک نمايد. وقتي که او به درب خانهٴ آن‌حضرت صلى الله عليه وسلم رسيد، صداي ايشان را از داخل خانه شنيد که همين آيه را مي‌خواند: ﴿وَمَا مِنْ دَابَّهِ فِي الأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللهِ رِزْقُهَا﴾، او با شنيدن اين آيه به فکر افتاد که وقتي خداوند متعال مسئوليت روزي همه حيوانات را به عهده گرفته پس ما اشعريين هم از حيوانات ديگر بدتر نيستيم، او يقيناً به ما نيز روزي عطا خواهد کرد. با اين تفکّر بدون اينکه آن‌حضرت صلى الله عليه وسلم را از احوال خويش آگاه کند، برگشته به دوستانش گفت: دل خوش داريد که کمک خدا به شما خواهد رسيد. دوستان اشعري او فهميدند که قاصد آن‌ها مطابق دستور، نيازمندي‌هاي خويش را به رسول  خدا صلى الله عليه وسلم در ميان گذاشته و آن‌حضرت صلى الله عليه وسلم نسبت به انتظام آن وعده فرموده است؛ لذا با کمال اطمينان نشستند. تازه نشسته بودند که دو نفر کاسه‌اي پر از نان و گوشت آوردند و اين کاسه، يک ظرف بزرگي بود. طعام آوران غذا را به اشعريين دادند. آن‌ها – به قول معروف، شکمي از عزا درآوردند- باز هم مقداري باقي ماند، چنان صلاح ديدند که باقي‌مانده را به خدمت آن‌حضرت صلى الله عليه وسلم ارسال دارند تا آن‌جناب صلى الله عليه وسلم آن را در ضروريات خويش صرف کند و آن را توسط دو نفر به خدمت آن‌حضرت صلى الله عليه وسلم فرستادند. سپس همهٴشان به خدمت آن‌حضرت صلى الله عليه وسلم حاضر شده، عرض کردند: يا رسول اللّه! غذاي فرستادهٴ شما بسيار زياد، نفيس و لذيذ بود. آن‌حضرت فرمود: من غذايي نفرستادم. آنگاه آنان داستان را کاملاً به سمع آن‌حضرت صلى الله عليه وسلم رسانيدند که ما فلان شخص را از طرف خود به محضر شما فرستاديم. او اين جواب را براي ما آورده و ما فهميديم که غذا را شما فرستاده‌ايد. آن‌حضرت صلى الله عليه وسلم با شنيدن اين واقعه فرمود که من نفرستاده‌ام، بلکه آن غذا از جانب ذات اقدس فرستاده شده و اوست که روزي هر حيواني را به عهده دارد.

در بعضي روايات آمده زماني که حضرت موسي عليه السلام در تلاش آتش به کوه طور رسيد و در آن‌جا به جاي آتش تجلّيات الهي جلوه‌گر شد و او به مقام نبوّت و رسالت نايل آمد و به او دستور رسيد که براي هدايت فرعون عازم مصر شود، به فکرش رسيد که من همسرم را در بيابان تنها رها کرده آمده‌ام، چه کسي کفالت او را به عهده مي‌گيرد؟ حق تعالى براي اصلاح اين تصوّر، به موسي عليه السلام امر فرمود که عصا را بر سنگ جلوي خود بزن. او دستور را اجرا کرد، سنگ شکافته و از داخل آن سنگ ديگري بر آمد، امر شد که اين را هم بزن. اين حکم را نيز اجرا ساخت، پس اين سنگ نيز شکافته و سنگ سومي از داخلش برآمد، دستور رسيد که اين را هم بزن آن هم شکافته شد و از داخل آن کرمي بيرون آمد که برگ سبزي به دهان داشت. حضرت موسي عليه السلام قبلاً بر قدرت مطلق ربّ العالمين يقين داشت، ولي مشاهدهٴ اين صحنه، اثر عجيبي بر وي گذاشت و بدون اين‌که همسرش را از دستور رفتن به مصر آگاه کند، عازم آن‌جا شد.

علامه مفتي محمّد شفيع ديوبندي رحمه الله (معارف القرآن)

ترجمه: مولانا سيد محمد يوسف حسين‌پور رحمه الله تعالی علیه

The post رزق و روزي بر عهدهٴ خداست appeared first on سنت آنلاین.

]]>
http://www.sunnatonline.org/%d8%b1%d8%b2%d9%82-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%8a-%d8%a8%d8%b1-%d8%b9%d9%87%d8%af%d9%87%d9%b4-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa/feed/ 0